به گزارش پایگاه اطلاع رسانی احناف خواف، مولوی دکتر جواد عصار، در مراسم نماز جمعه ۵ تیرماه ۱۴۰۵ اهل سنت شهر خواف، با تلاوت آیه (لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا) پیرامون درسهایی از هجرت پیامبر(ص) و حوادث ماه محرم به ایراد سخن پرداخت.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در آغاز سخن بیان داشت: این روزها، ماه محرم، یادآور حوادث بزرگ تاریخ اسلام است؛ ماهی که با شهادت حضرت عمر فاروق(رض) و همچنین شهادت حضرت امام حسین(رض)، خاطرهای تلخ اما سرشار از درس و عبرت را در ذهن مسلمانان زنده میکند. در سالهای گذشته، درباره شهادت حضرت عمر(رض) بهطور مفصل سخن گفتهام و همچنین در منبری دیگر، ابعاد تاریخی واقعه کربلا و شهادت حضرت امام حسین(رض) را بیان کردهام اما امروز قصد ندارم صرفاً به نقل تاریخ بپردازم؛ بلکه میخواهم متناسب با شرایط امروز، از این حوادث بزرگ درسهایی برای زندگی خودمان استخراج کنیم. میخواهم درباره وظیفه مؤمن در برابر حوادث و سختیهای زندگی سخن بگویم.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: حقیقت این است که در پسِ تمام رخدادهای عالم، قدرتی یگانه، دانایی مطلق، حافظی حقیقی و مدبری بیهمتا وجود دارد و او کسی نیست جز الله تبارک و تعالی؛ بنابراین، وظیفه مؤمن در برابر هر حادثهای که در زندگی برای او رخ میدهد، این است که در هر شرایطی رضایت خداوند را جستوجو کند؛ زیرا اگر خدا از بندهای راضی باشد، هیچ حادثهای او را از مسیر حق منحرف نخواهد کرد.
مولوی دکتر عصار گفت: یکی از زیباترین صحنههای قرآن، ماجرای هجرت رسول خدا(ص) و حضرت ابوبکر صدیق(رض) از مکه به مدینه است. هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه، حادثهای بسیار بزرگ و سرنوشتساز بود. مشرکان مکه با تمام توان گرد هم آمدند تا رسول خدا(ص) را به شهادت برسانند. نقشهای طراحی کردند که از هر قبیله، یک نفر در این ترور شرکت کند تا خون پیامبر میان همه قبایل تقسیم شود و بنیهاشم نتواند با همه قبایل عرب وارد جنگ شود اما خداوند، تدبیر آنان را باطل کرد و به پیامبرش فرمان داد که مکه را به قصد مدینه ترک کند.
وی ادامه داد: حضرت ابوبکر صدیق(رض) از پیش، به اشاره رسول خدا(ص) از این سفر آگاه شده بود، دو شتر آماده کرده بود و جان و مال خود را برای همراهی پیامبر(ص) در طَبق اخلاص گذاشت. اکنون تصور کنید؛ تمام قدرتهای مخالف اسلام در جستوجوی این دو نفر بودند، اما در این سفر تنها دو انسان حضور داشتند: رسول خدا(ص) و یار وفادارش، حضرت ابوبکر صدیق(رض). حضرت ابوبکر(رض) از شدت علاقه و محبت به پیامبر(ص)، پیوسته نگران جان ایشان بود. مورخان نوشتهاند که گاهی جلوتر از پیامبر حرکت میکرد، گاهی پشت سر ایشان، گاهی در سمت راست و گاهی در سمت چپ. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ای ابوبکر! چرا اینگونه بیقرار هستی؟» عرض کرد: یا رسولالله(ص)، هر لحظه بیم آن دارم که دشمن از سمتی به شما حمله کند. اگر تیر یا آسیبی در راه باشد، دوست دارم نخست به من برسد و هرگز به وجود مبارک شما آسیبی وارد نشود. در همین هنگام، پیامبر اکرم(ص) با آرامشی الهی فرمودند: «ای ابوبکر! گمان تو درباره دو نفری که سومینِ آنان خداست چیست؟ و خداوند این حقیقت را در قرآن با این جمله جاودانه بیان کرد:«لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا» اندوهگین مباش؛ یقیناً خدا با ماست. مولوی دکتر عصار افزود: این جملهی کوتاه، اما عمیق، تنها مخصوص حضرت ابوبکر(رض) و رسول خدا(ص) نیست؛ بلکه پیامی است برای همه مؤمنان در طول تاریخ. برای هر انسانی ممکن است مشکلات، سختیها، دشمنیها و انواع فتنهها پیش بیاید. گاهی دشمن از جنس انسان است و گاهی از جنس شیطان. اما اگر انسان یقین داشته باشد که خداوند همراه اوست، دیگر اضطراب و ترس بر دلش چیره نخواهد شد.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف خاطر نشان کرد: نمونهای دیگر، آغاز رسالت حضرت موسی و حضرت هارون علیهماالسلام است؛ وقتی خداوند آن دو را مأمور کرد تا نزد فرعون بروند و او را به سوی حق دعوت کنند، طبیعی بود که نگران باشند. عرض کردند: «رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغَى» «پروردگارا! ما میترسیم که فرعون بر ما ستم کند یا از حد خود تجاوز نماید. اما پاسخ خداوند بسیار آرامبخش بود: «لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى» نترسید؛ من با شما هستم، سخنان شما را میشنوم و همه چیز را میبینم. این همان حقیقتی است که مؤمن باید همیشه به خاطر داشته باشد؛ هرگاه خدا با انسان باشد، یاری او نیز همراه انسان خواهد بود. البته این معیت الهی، نصیب کسی میشود که حقیقتاً بنده خدا باشد؛ نه صرفاً کسی که ادعای بندگی دارد.
سخنران نماز جمعه خواف ادامه داد: خداوند لغزشهای ما را میبیند، ضعفهای ما را میداند و از مشکلات ما آگاه است؛ اما هنگامی که بنده با اخلاص به سوی او بازگردد و بگوید: «پروردگارا! من بنده تو هستم و تنها به تو امید دارم»، درهای رحمت خود را به روی او میگشاید و او را از گرفتاریها نجات میدهد. قرآن کریم بارها این حقیقت را یادآوری میکند که خداوند، بندگان مؤمن خود را تنها نمیگذارد. خداوند متعال میفرماید «وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا» اگر صبر پیشه کنید و تقوای الهی داشته باشید، هیچیک از نقشهها و توطئههای دشمنان نمیتواند به شما آسیبی برساند.
وی بیان داشت: دشمن هر اندازه نقشه بکشد، هر قدر امکانات فراهم کند و هرچه علیه اهل ایمان برنامهریزی کند، اگر انسان به خدا توکل داشته باشد و تقوا را پیشه سازد، خداوند او را حفظ خواهد کرد. در آیهای دیگر میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» همانا خداوند با صابران است. اما این صبر چیست که چنین جایگاهی نزد خداوند دارد؟ امام غزالی رحمهالله صبر را به زیبایی تبیین میکند. ایشان میفرماید: صبر تنها تحمل مصیبت نیست، بلکه در تمام مراحل زندگی حضور دارد. نخست، صبر در عبادت است. صبر در آغاز عبادت، آن است که انسان نیت خود را خالص کند و عبادتش را تنها برای رضای خدا انجام دهد؛ نه برای جلب توجه مردم، نه از روی ریا و نه برای کسب شهرت. مولوی دکتر عصار گفت: در میانه عبادت نیز باید صبر داشته باشد؛ یعنی سستی نکند، وظایف عبادت را بهدرستی انجام دهد، حضور قلب داشته باشد و بداند در برابر چه کسی ایستاده و با چه کسی سخن میگوید. پس از پایان عبادت نیز صبر لازم است؛ یعنی عبادت خود را با ریا، منتگذاشتن یا خودنمایی از بین نبرد و ثواب آن را حفظ کند.
صبر تنها تحمل مصیبت نیست؛ صبر در عبادت، ترک گناه و برابر سختیهاست
سخنران نماز جمعه خواف گفت: نوع دیگر، صبر در برابر گناه است. رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: مجاهد واقعی کسی است که با نفس خود جهاد کند و مهاجر واقعی کسی است که گناهان را ترک کند. گاه انسان باید در برابر خواستههای نفس مقاومت کند. بسیاری از گناهان از همینجا آغاز میشوند؛ از آنجا که انسان خواسته نفس را بر فرمان خدا مقدم میدارد. صبر، یعنی فرمان خدا بر خواسته نفس غلبه پیدا کند.
وی تصریح کرد: نوع سوم، صبر در برابر مصیبتهاست. برخی مصیبتها در اختیار انسان است؛ یعنی میتواند با تدبیر، تلاش و توکل، آنها را برطرف کند. در چنین شرایطی، وظیفه انسان این است که ناامید نشود، تلاش کند و از خداوند یاری بخواهد اما برخی دیگر از مصیبتها خارج از اختیار انسان هستند؛ مانند از دست دادن عزیزان، بیماریهای سخت، خسارتهای ناگهانی یا حوادثی که هیچ نقشی در پدید آمدن آنها نداشته است. در این موارد نیز صبر، بهترین راه بندگی است. امام غزالی در نهایت میفرماید: حقیقت صبر آن است که انگیزه اطاعت از خدا، بر انگیزه گناه و خواهش نفس غلبه پیدا کند.
مولوی دکتر عصار خاطر نشان کرد: انسان صبور، کسی است که در هر شرایطی خدا را فراموش نمیکند. اما متأسفانه بسیاری از انسانها، هنگامی که گرفتار مشکلی میشوند، معیت الهی را از یاد میبرند. با کوچکترین حادثهای، بیتابی میکنند، زبان به شکایت میگشایند و گویی تمام لطفهای گذشته خداوند را فراموش میکنند. فراموش میکنند که همین خدا، بارها آنان را از سختیها نجات داده است؛ بارها درهای رحمت را به رویشان گشوده و در لحظاتی که هیچ امیدی نداشتند، دستشان را گرفته است. پس چرا انسان با نخستین حادثه، این همه اضطراب و نگرانی به دل راه میدهد؟ قرآن کریم برای درمان همین غفلت، مؤمنان را به گذشته خودشان ارجاع میدهد.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: خداوند در سوره آلعمران، ماجرای جنگ اُحد را یادآوری میکند. پیامبر اکرم(ص) پس از مشورت با اصحاب، سپاه اسلام را برای رویارویی با مشرکان آماده ساخت. بزرگان صحابه پیشنهاد میکردند که مسلمانان در مدینه بمانند و از شهر دفاع کنند؛ اما گروهی از جوانان، که در جنگ بدر حضور نداشتند، با شوق فراوان خواهان خروج از شهر و نبرد با دشمن بودند. در نهایت، رسول خدا(ص) زره جنگی پوشیدند و فرمودند:«برای پیامبری که لباس رزم پوشیده است، شایسته نیست آن را از تن بیرون آورد تا خداوند میان او و دشمنش داوری کند».
سخنران نماز جمعه خواف ادامه داد: سپاه اسلام به سوی اُحد حرکت کرد؛ اما در میانه راه، عبدالله بن اُبیّ بن سلول، سرکرده منافقان، با سیصد نفر از همراهانش از لشکر جدا شد و بازگشت. این حادثه روحیه برخی مسلمانان را تضعیف کرد؛ بهگونهای که دو قبیله از انصار نیز دچار تردید شدند. اما خداوند دلهای آنان را استوار ساخت و آنان را از بازگشت بازداشت.
سخنران نماز جمعه خواف افزود: خداوند نکتهای بسیار مهم را به مؤمنان یادآوری میکند و میفرماید: «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ» آیا فراموش کردهاید که در بدر، با وجود کمی نفرات و امکانات، خداوند شما را یاری کرد؟ شما تنها سیصد و سیزده نفر بودید؛ تجهیزات اندکی داشتید، اسب و سلاح کافی در اختیار نداشتید، اما همان خداوند، فرشتگان خود را برای یاری شما فرستاد و شما را پیروز گرداند. پس اگر آن روز خدا شما را یاری کرد، امروز نیز همان خدا زنده، توانا و قادر است. قدرت خداوند تغییر نکرده است؛ آنچه تغییر میکند، ایمان و اعتماد بندگان است.
وی گفت: این درس بزرگی است که خداوند به یاران رسول خدا(ص) میآموزد؛ درسی که تا روز قیامت برای همه مؤمنان باقی خواهد ماند. اگر روزی با مشکلی روبهرو شدیم، اگر دشمنان با قدرت، ثروت، رسانه یا هر وسیله دیگری در برابر ما صفآرایی کردند، هرگز گمان نکنیم که همه چیز به پایان رسیده است. به گذشته خود نگاه کنیم، به یاد بیاوریم که خداوند در چه موقعیتهایی ما را یاری کرد؛ در چه سختیهایی دستمان را گرفت؛ در چه بنبستهایی راه نجات را پیش رویمان گشود. از همین رو، توجه به نعمتها و رحمتهای گذشته الهی، یکی از نشانههای ایمان است. مؤمن هرگز لطفهای خدا را فراموش نمیکند.
مولوی دکتر عصار خاطر نشان کرد: متأسفانه گاهی مشاهده میکنیم که برخی افراد، به بهانه مشکلات اقتصادی یا سختیهای زندگی، زبان به اعتراض نسبت به خداوند میگشایند. میگویند: «پس خدا کجاست؟ چرا خدا کاری نمیکند؟» این سخنان، شایسته یک مؤمن نیست. بله، مشکلات وجود دارد؛ سختیها واقعی است؛ اما نباید نارضایتی از عملکرد انسانها را به حساب خداوند گذاشت. خداوند، جهان را بر اساس سنت آزمایش اداره میکند. در اختیار انسان، اراده و انتخاب قرار داده است تا هر کس نتیجه اعمال خود را ببیند. پیامبران نیز از این قانون الهی مستثنا نبودند.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: در آغاز اسلام، فشار مشرکان بر مسلمانان بسیار شدید بود. گروهی از صحابه نزد رسول خدا(ص) آمدند. آن حضرت در سایه کعبه استراحت میکردند. عرض کردند: «ای رسول خدا! آیا وقت آن نرسیده است که برای ما از خداوند طلب یاری کنید؟ آیا زمان پایان این سختیها فرا نرسیده است» پیامبر اکرم(ص) برخاستند و فرمودند: «در میان امتهای پیش از شما، کسانی بودند که آنان را در گودالی قرار میدادند و با اره از فرق سر تا پا به دو نیم تقسیم میکردند، اما این شکنجهها آنان را از دین خدا بازنمیداشت.» سپس فرمودند: «به خدا سوگند، خداوند این دین را کامل خواهد کرد؛ اما شما شتاب میکنید.» این سخن پیامبر، درس بزرگی برای همه ماست. هر حادثهای که در جامعه رخ میدهد، نباید باعث شود رابطه ما با خداوند سست شود. برعکس، هرچه مشکلات بیشتر میشود، انسان باید بیشتر به خدا پناه ببرد.
سخنران نماز جمعه خواف ادامه داد: باید باور داشته باشیم که خداوند، مالک حقیقی جهان است. اوست که به هر کس، هر اندازه که بخواهد، مال، قدرت، شهرت یا مقام میدهد و همان او نیز هر زمان که اراده کند، همه آنها را باز پس میگیرد. تمام انسانها، بدون استثنا، در حال آزمون الهی هستند. کسی که پشت این تریبون سخن میگوید، در حال امتحان است. شنوندهای که پای این سخنان نشسته است نیز در حال امتحان است. ثروتمند، با ثروتش آزموده میشود، فقیر با فقرش و صاحب قدرت، با قدرتش و کسی که از قدرت محروم است نیز به گونهای دیگر مورد آزمایش قرار میگیرد. هیچکس از این امتحان الهی خارج نیست.
وی تصریح کرد: ماه محرم، ماه درس گرفتن از بزرگترین مصیبتهای تاریخ اسلام است. در این ماه، حضرت عمر فاروق(رض)، یکی از بزرگترین یاران رسول خدا(ص)، به دست فردی کینهتوز و منافقصفت به شهادت رسید. در همین ماه نیز، حضرت امام حسین(رض)، ریحانه رسول خدا(ص) مظلومانه به شهادت رسید؛ آن هم به دست کسانی که خود را مسلمان مینامیدند. این دو حادثه، از تلخترین وقایع تاریخ اسلام است؛ اما در عین حال، درسهای بزرگی برای همه نسلها دارد. خداوند متعال، این بندگان برگزیده خود را به عالیترین درجات بهشت رساند، اما به ما آموخت که زندگی دنیا، همواره با امتحان، سختی و مصیبت همراه است. مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی، بیماریها، از دست دادن عزیزان و انواع گرفتاریها، همه بخشی از سنت الهی در این دنیا هستند اما تفاوت مؤمن با دیگران در این است که هنگام سختی، رابطه خود را با خدا قطع نمیکند؛ بلکه آن را محکمتر میسازد. او به جای اعتراض به پروردگار، بیشتر به درگاه او پناه میبرد؛ بیشتر دعا میکند؛ بیشتر عبادت میکند و بیشتر به رحمت الهی امید میبندد.
مولوی دکتر عصار گفت: بدانید که خداوند بر هر چیزی تواناست. هر کس بخواهد از مال، قدرت، قلم، رسانه یا جایگاه خود برای ظلم به بندگان خدا استفاده کند، شاید مدتی میداندار باشد؛ اما این مهلت، همیشگی نیست. آن روز که خداوند اراده کند، هیچ قدرتی توان مقابله با حکم او را نخواهد داشت؛ پس اگر گرفتاری و مصیبتی برایتان پیش آمد، نخستین پناهگاه شما باید خداوند باشد. پیش از آنکه به هر دری بزنید، دو رکعت نماز بخوانید، با قرآن مأنوس شوید و از آیات شفا بهره بگیرید. «بسم الله الرحمن الرحیم» را با حضور قلب بر زبان جاری کنید، سوره حمد، سوره فلق و سوره ناس را بخوانید و از خداوند، آرامش و سلامتی بخواهید.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف خاطر نشان کرد: نماز، آرامبخش دلهاست و قرآن، نور راه مؤمن است. خداوند، خالق خیر و شر است و راه نجات از شر را نیز خود به بندگانش نشان داده است. اگر میخواهید در پناه خدا باشید، به سنت رسول خدا(ص)چنگ بزنید و سنتهای پیامبر(ص) را کوچک نشمارید. نمازهای سنت، اذکار، تلاوت قرآن، اخلاق نیکو، خوشرفتاری با مردم و تمام آنچه رسول خدا به ما آموخته است، راههای نزدیک شدن به پروردگار هستند. اگر این راه را با محبت و اخلاص بپیمایید، آثار آن را در زندگی خود خواهید دید. خواهید دید که چگونه خداوند به دلها آرامش میبخشد، انسان را از فتنهها حفظ میکند و در سختترین شرایط، راه نجات را پیش روی او میگشاید. تلاوت قرآن را در زندگی خود جدی بگیرید. به ویژه، سعی کنید هر روز با قرآن مأنوس باشید و اذکار بعد از نماز، بهویژه آیتالکرسی، را ترک نکنید و هنگامی که صدای اذان را میشنوید، هر کاری که در دست دارید، تا آنجا که ممکن است رها کنید و با شوق، دعوت خداوند را پاسخ دهید.
دیدگاهتان را بنویسید