به گزارش پایگاه اطلاعرسانی احناف خواف، مولوی جلیل احمد موحدی در مراسم نماز جمعه ۲۳ مردادماه ۱۴۰۵ اهلسنت شهر خواف، با تلاوت آیه: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ» پیرامون ویژگیهای مسلمان موحد و پیروی رسول اکرم(ص) به ایراد سخن پرداخت.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در آغاز سخن بیان داشت: این ماه، ماه ربیعالاول است؛ به بهانه ماهی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در آن متولد شدهاند. خداوند متعال میفرماید: ﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ﴾ همانا پیامبری از خود شما برای شما آمد.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: اصلاً رسم بر این است که در هر طایفه، قبیله یا سرزمینی که پیامبری مبعوث میشد، مردم او را میشناختند، زبانش را میفهمیدند و سخنش را متوجه میشدند. او برای مردم بیگانه نبود. در بعضی از آیات قرآن میبینیم که کفار بهانه میآوردند و میگفتند: چرا بر ما فرشتهای نازل نشد؟ میگفتند اگر فرشتهای میآمد، ما به او ایمان میآوردیم. خداوند متعال در جواب آنان میفرماید که: اگر قرار بود برای این قوم فرشتهای هم بیاوریم، آن فرشته باید به صورت انسان میبود تا شما بتوانید او را ببینید و سخنش را بفهمید؛ و اگر فرشتهای هم میآمد، باز شما ایمان نمیآوردید؛ چون صلاحیت و ظرفیت پذیرش ایمان را نداشتید و منافع شخصی خود را بر ایمان ترجیح میدادید.
وی ادامه داد: خداوند متعال میفرماید: ﴿لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ﴾ پیامبری از خود شما آمد، ﴿عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ﴾ رنج و سختی شما برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم سخت و سنگین است. هر کاری که شما را ناراحت کند، پیامبر نیز از آن ناراحت میشود. غم شما، اندوه شما و مصیبتهای شما برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم سنگین است. چقدر این آیه دارای توصیفات زیبایی است! ﴿عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ﴾، ﴿حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ﴾ «حریص» در اینجا از صفاتی است که در ادبیات عرب، بر ثبات و استمرار دلالت میکند؛ یعنی اینگونه نیست که یک روز باشد و روز دیگر نباشد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم نسبت به ایمان شما و هدایت شما بسیار علاقهمند و حریص بودند،﴿حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ﴾ پیامبر نسبت به شما و ایمان آوردن شما بسیار علاقهمند است. ﴿بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾ و نسبت به مؤمنان، بسیار مهربان و رحیم است.
مولوی موحدی تصریح کرد: بعضی وقتها افراد فقط به آرامش نیاز دارند؛ فقط میخواهند در زندگیشان آرامش بیاید و چیز دیگری نمیخواهند. برخی آنقدر زمین و ملک و املاک برای خود جمع کردهاند که بنا به گفته شخصی که میگفت: فلانی برای خودش آنقدر ملک و زمین جمع کرده که نمیدانم اینها را چه کسی و چه زمانی خواهد توانست استفاده کند؛ اما آرامش ندارد.
زندگی برای او بسیار سخت است، ولی خودش هم متوجه نمیشود؛ چون ثروت ظاهری دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت و آرامش خود تمام کرده است.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و همه پیامبران الهی چه رسالتی داشتند؟ بعضی وقتها میخواهم این را بگویم که بهترین کار و زیباترین کاری که یک انسان میتواند انجام دهد، این است که به شخص دیگری آرامش ببخشد؛ دل او را آرام کند، اگر قلب کسی ناراحت است و مشکلاتی دارد، با او صحبت کند و او را دلداری بدهد. حضرت یوسف علیهالسلام وقتی با برادرش بنیامین صحبت میکند، میفرماید:﴿لَا تَبْتَئِسْ﴾ناراحت نباش. برادرانش سالها قبل با او آن رفتار را کرده بودند و حالا بعد از سالیان دراز، حضرت یوسف علیهالسلام او را دلداری میدهد و میفرماید ناراحت نباش.
سخنران نماز جمعه خواف خاطر نشان کرد: حضرت شعیب علیهالسلام نیز هنگامی که حضرت موسی علیهالسلام نزد ایشان آمد و ماجرای خود را توضیح داد و گفت از کجا آمده و چه اتفاقی برایش افتاده است، به او فرمود:﴿لَا تَخَفْ﴾ نترس، اشکالی ندارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم نیز هنگام هجرت به مدینه منوره، در یکی از سختترین شرایط زندگی خود، در غار ثور همراه حضرت ابوبکر صدیق رضیاللهعنه بودند. آنقدر مشرکان نزدیک شده بودند که اگر کسی پایین پای خود را نگاه میکرد، میتوانست آنان را ببیند اما خداوند متعال پیامبرش را حفظ کرد و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم به حضرت ابوبکر صدیق رضیاللهعنه فرمودند:﴿لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا﴾ ناراحت نباش، خدا با ماست.
وی ادامه داد: رسالت پیامبرصلیاللهعلیهوسلم، بهعنوان یک الگو، این است که حداقل ـ یا به تعبیر دیگر، گاهی حداکثر ـ کاری که انسان میتواند انجام دهد، آرامش دادن و آرامش بخشیدن است؛ اینکه دل غمدیدهای را آرام کند و کسی را که از اضطراب و پریشانی رنج میبرد، دلداری بدهد. ما اگر امروز به بهانه ماه ربیعالاول درباره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم صحبت میکنیم، نمیخواهیم چهل دقیقه یا پنجاه دقیقه فقط زندگی پیامبر را بیان کنیم، میخواهیم درسهایی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم یاد بگیریم.
قانونمداری؛ نخستین ویژگی جامعهای که پیامبر(ص) ساخت
مولوی موحدی گفت: ابن خلدون، بهعنوان یکی از بزرگترین مورخان و جامعهشناسان، درباره اعراب میگوید: اعراب تعصب زیادی داشتند؛ بسیار متعصب بودند و هر قبیلهای بر راه و روش خودش تعصب داشت اما دو چیز کم داشتند: یکی قانون و دیگری رهبر. نیاز به قانون داشتند و نیاز به رهبری داشتند؛ رهبری که بتواند این انسانهایی را که در زمان جاهلیت گرفتار انواع انحرافات بودند، اصلاح کند. با آمدن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم، هم رهبرشان مشخص شد و هم قانون برایشان آمد.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف تصریح کرد: با آمدن رهبر و پیشوا، انسانهایی که به ظاهر گرفتار جاهلیت بودند، به انسانهایی بسیار متمدن و بافرهنگ تبدیل شدند. ما و تمام دنیای اسلام تا زمانی که نام مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم باقی است، نمیگوییم تابع نوح هستیم، نمیگوییم تابع فلان پیامبر هستیم؛ بلکه میگوییم تابع خاتمالمرسلین، حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوسلم هستیم و این مسئله بسیار مهم است.
سخنران نماز جمعه شهر خواف افزود: بعد از هزار و چهارصد سال، اعجاز قرآن هر روز بیشتر آشکار میشود. این بسیار مهم است که بعد از قرنها، اسلام همچنان برای پرسشهای انسانها، زن و مرد، پیر و جوان و در موضوعات مختلف اخلاقی و اجتماعی پاسخ دارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم بهعنوان یک الگو آمد و قانون آورد؛ قانون اسلام را آورد. اولین ویژگیای که با آمدن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در جامعه شکل گرفت، قانون بود. حالا اگر گاهی قانونی در جایی رعایت نمیشود، این مشکل اسلام نیست؛ مشکل شخص من است، مشکل ایمان من است، مشکل عمل من است اما در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم، قانون برای مردم بسیار مهم بود.
وی بیان داشت: طبق این سخنان، اگر قانونی از طرف شریعت آمده بود، مسلمانان آن را فقط یک تکلیف اجباری نمیدانستند؛ بلکه آن را وظیفه خود میدانستند. مثل بچهای نبودند که به مدرسه میرود و معلم به او میگوید: باید تکالیفت را بنویسی، چون فردا از تو سؤال میکنم. آنقدر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در دل صحابه نفوذ کرده بود و در قلبشان جای گرفته بود که تکلیف را وظیفه و عشق خود میدانستند. میگفتند: این وظیفه ماست، علاقه ماست، عشق ماست که انجامش بدهیم. بعضی وقتها کسی که مؤمن و معتقد است و از ته دل نماز میخواند، نه برای منافع شخصی، نه برای اینکه کسی او را ببیند و نه برای اینکه از او تعریف کنند، چنین انسانی بسیار ارزشمند است.
دین اسلام؛ دین اخلاق، رفتار و مدارا
مولوی موحدی ادامه داد: دومین ویژگیای که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در جامعه ایجاد کردند، اخلاق بود. هیچگاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم به دنبال خونریزی و خشونت نبودند. در اوصاف پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم آمده است که ایشان نه در بازار فریاد میزدند، نه کسی را در طول عمر مبارکشان فحاشی کردند و نه کسی را به فحاشی وادار کردند. اینها اخلاق پیامبر بود. اساتید ما ـ خداوند همه آنان را رحمت کند ـ وقتی کتابهای حدیث را برای ما تدریس میکردند، گاهی هنگام ذکر نام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم اشک از چشمانشان جاری میشد.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: نکته دیگری را نیز بهعنوان یک نکته قرآنی خدمت شما عرض میکنم. خداوند متعال در سوره یس میفرماید: ﴿وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى﴾ از دورترین نقطه شهر، مردی شتابان آمد. داستان مربوط به شهری است که رسولانی به سوی مردم آن فرستاده شده بودند و مردم با آنان مخالفت کردند. مردی از انتهای شهر با شتاب آمد و مردم را نصیحت کرد و گفت: ﴿يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾ از فرستادگان خدا پیروی کنید؛ از کسانی پیروی کنید که از شما اجری نمیخواهند و خود هدایتیافتهاند.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: قرآنی که پیامبر امی آورده است، چه قرآنی است؟ چه الفاظی دارد؟ خداوند نمیفرماید فلان شخص با نام و شهرت و مقام آمد، میفرماید؛﴿وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ﴾ یک مرد آمد، از انتهای شهر آمد. یعنی این شخص مرکزنشین نبود، بالانشین نبود، اهل قدرت نبود، اهل ثروت و شهرت نبود و اهل ریا و تظاهر هم نبود. یک انسان ناشناخته آمد تا مردم را نصیحت کند و او را به شهادت رساندند. آن مرد با هیچکس سر و سری نداشت و از کسی هم انتظار نداشت که از او تعریف کنند. خداوند یک شخص را با همین الفاظ معرفی میکند. چه اشکالی دارد که کسی ما را نشناسد؟چه اشکالی دارد که خدمتی انجام دهیم و کسی نفهمد؟ چه اشکالی دارد غمی را از دل کسی دور کنیم و کسی متوجه نشود؟ چقدر بندگان خاص خدا گمنام هستند! چقدر بندگان خاص خدا دوست دارند که نامشان با رسم و صفت خاصی مطرح نشود.
وی تصریح کرد: همچنین خداوند درباره اصحاب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: ﴿مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ﴾ از میان مؤمنان، مردانی بودند که بر عهدی که با خدا بسته بودند، صادقانه ایستادند. «رِجَالٌ» یعنی مردانی در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم پیدا شدند که به قانون پیامبر و قانون خدا احترام گذاشتند؛ مردان بزرگی بودند، اما خداوند لزوماً نام همه آنان را برای ما بیان نکرده است. همین آیات را در رابطه با تمدن و فرهنگی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم آوردند، میتوان مورد توجه قرار داد.
مولوی موحدی افزود: خداوند در آیه ۱۳ سوره یس میفرماید:﴿وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ﴾ ای پیامبر! برای آنان مثالی بزن؛ داستان اصحاب آن قریه را برای آنان بیان کن. کسانی که از قرآن برداشت ادبی، عرفانی و ظریف دارند، به نکتههای بسیار زیبایی توجه کردهاند. خداوند در ابتدا این منطقه را «قریه» معرفی میکند؛ یعنی یک آبادی. چه نکته ظریفی در این تعبیر وجود دارد؟ قبل از اینکه پیامبران بیایند، خداوند این مکان را «قریه» مینامد. البته منظور من این نیست که روستاها از شهرها پایینتر هستند؛ چهبسا بسیاری از روستاییان از شهریها فرهنگ و اخلاق بهتری داشته باشند و چهبسا بالعکس. اما در ظاهر، قرآن این منطقه را در ابتدا «قریه» مینامد. سپس در ادامه داستان میفرماید: ﴿وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى﴾ همان منطقه را «مدینه» یعنی شهر مینامد. چه اتفاقی افتاد؟ با آمدن رسولان و پیامبران الهی، جامعه از نظر علم، فرهنگ و تمدن رشد کرد و به «مدینه» تبدیل شد و این نشان میدهد که آمدن پیامبران الهی چه تأثیری در رشد علمی، فرهنگی و اخلاقی جوامع داشته است.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: بعضی وقتها ـ خدای ناکرده ـ در جایی مینشینیم و سخنی گفته میشود که نسبت به دین بیحرمتی میشود. بنده خودم معتقدم: هیچگاه، هیچگاه برای هیچکس و با هیچکس تقابل ایجاد نکنید. نگذارید کسی از حرکت شما سوءاستفاده کند. دین ما، دین اخلاق است، دین رفتار است. دومین ویژگی امت آخرالزمان، اخلاق است. اخلاق یعنی چه؟ اخلاق فقط این نیست که وقتی با کسی روبهرو میشوید، ظاهراً احوالپرسی شما درست باشد، اما پشت سر او غیبت کنید. اخلاق این نیست که ظاهر ما اسلامی باشد، اما باطن ما را خدا میداند. بسیاری از کسانی که لباس ظاهر اسلامی نداشتند، خدمات بزرگی به اسلام کردند و بسیاری از کسانی که لباس ظاهر اسلام پوشیده بودند، به اسلام و اهل اسلام آسیب زدند. پس اخلاق در اسلام بسیار مهم است.
سخنران نماز جمعه شهر خواف گفت: علما توصیه میکنند: با مردم همانگونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. یک نفر تعریف میکرد که به یکی از ادارات رفته بودم. با یکی از کارمندان که او را میشناختم، احوالپرسی کردم و با هر دو دست دست دادم؛ اما او فقط یک دست خود را جلو آورد. میگفت: تعجب کردم. گفتم: اشکالی ندارد؛ شما اخلاق خود را نشان دادید. اخلاق، طبیعت و سرشت انسان باید نیک باشد. اینکه انتظار داشته باشیم دیگران حتماً مطابق میل ما رفتار کنند، درست نیست. قرار نیست اگر من با دو دست سلام میکنم، حتماً طرف مقابل هم با دو دست با من سلام کند.
وی خاطر نشان کرد: علمای ما میفرمایند: با مردم بر اساس اخلاق نیک خودت رفتار کن، نه بر اساس رفتار بد آنان. اگر کسی به تو بدی کرد، نگذار اخلاق او اخلاق تو را تغییر دهد. اگر کسی به تو بیادبی کرد، تو بیادبی نکن. چرا؟ چون اخلاق تو باید از خودت باشد. اگر تو نیکی کردی، برای آن چیزی است که در صحیفه و نامه اعمال تو نوشته میشود. حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه وقتی بیتالمقدس را فتح کردند، به کلیسا و معبد مسیحیان رفتند و دامن لباس خود را پر از خاک کردند و آنجا را تمیز کردند. وقتی سربازان دیدند که حضرت عمر رضیاللهعنه این کار را انجام میدهد، آنان نیز اخلاق او را یادگرفتند و کلیسا و معبد مسیحیان را تمیز کردند. علت این کار حضرت عمر رضیاللهعنه، به خاطر همان اخلاقی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم به وی آموخته بود.
دیدگاهتان را بنویسید