به گزارش پایگاه اطلاع رسانی احناف خواف، مولوی محمد پازهر، در مراسم نماز جمعه 20 شهریور ماه 1405 اهل سنت شهر خواف، با تلاوت آیه (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا) (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) پیرامون مال و فرزندان بهعنوان نعمتهای الهی و وسیله آزمایش انسان با تأکید بر رعایت حقوق فرزندان و اجرای عادلانه احکام ارث به ایراد سخن پرداخت.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در آغاز سخن بیان داشت: همه ما میدانیم که مال و ثروت یکی از اسباب آسایش زندگی انسان است و تا حدود زیادی فراهمکننده آرامش است. وقتی انسان دغدغه نان، مسکن، هزینههای زندگی و نیازهای ضروری خود را نداشته باشد، طبیعتاً آسایش و آرامش بیشتری خواهد داشت. خداوند ذوالجلال مال و ثروت را وسیله قوام زندگی انسانها قرار داده است. از همین جهت کسب روزی حلال نیز در شریعت مقدس اسلام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. انسان مسلمان باید تلاش کند روزی خود را از راه حلال به دست بیاورد، حقوق دیگران را ضایع نکند و در مال خود حق خداوند و حق بندگان را رعایت نماید.
سخنران نماز جمعه خواف ادامه داد: در کنار مال و ثروت، فرزندان نیز یکی از بزرگترین و ارزشمندترین نعمتهایی هستند که خداوند متعال به انسان عطا میفرماید. آینده نسل انسان و ادامه حیات جوامع با وجود فرزندان رقم میخورد. آمدن فرزند برای پدر و مادر موجب شادی و مسرت است، بزرگ شدن او موجب لذت و دلگرمی والدین است و موفقیت و سربلندی او باعث افتخار پدر و مادر میشود. اما موضوع فقط به همینجا ختم نمیشود. اگر بخواهیم بگوییم مال و ثروت فقط وسیله آسایش است و فرزندان فقط وسیله آرامش و افتخار هستند، این نگاه کاملی نیست. خداوند ذوالجلال و الاکرام در کنار همه این نعمتها، حقیقت مهمتری را نیز به ما گوشزد کرده است. میفرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ». آگاه باشید که اموال و فرزندان شما وسیله آزمایش هستند و بدانید که پاداش بزرگ نزد خداوند است.
وی گفت: برادران و عزیزان! مال، هم وسیله آسایش است و هم وسیله آزمایش. چرا؟ چون مهم است که انسان این مال را از کجا به دست آورده است، از چه راهی به دست آورده، آیا در کسب آن حق کسی را ضایع کرده یا نه، آیا زکات و حقوق واجب آن را پرداخت کرده یا نه، آیا در راه حلال خرج میکند یا حرام، آیا مال باعث اطاعت خداوند شده یا باعث معصیت او شده است. دهها سؤال وجود دارد که انسان باید در روز قیامت درباره ذرهذره اموال خود در محضر پروردگار پاسخگو باشد.
مولوی پازهر تصریح کرد: فرزندان نیز همینگونه هستند. با آمدن فرزند همه ما خوشحال میشویم. بعضی از خانوادهها سالها چشمانتظار آمدن فرزند یا حتی نوه میمانند. وقتی فرزند میآید، محبت و علاقه انسان به او آنقدر زیاد میشود که گاهی ممکن است انسان درگیر فرزند و مال شود و از مهمترین مسئولیتهای خود غافل بماند. اما آیا فرزند فقط وسیله آرامش است؟ خیر! فرزند نیز محل آزمایش انسان است. آیا به خاطر فرزند حق دیگران را پایمال میکنیم یا نه؟ آیا برای آینده او مال حرام وارد زندگیاش میکنیم یا نه؟ آیا تربیت درست و آموزش صحیح به او میدهیم؟ آیا لقمه حلال در اختیار او قرار میدهیم؟ آیا میان فرزندان خود عدالت را رعایت میکنیم؟ آیا حق دختر و پسر را رعایت میکنیم؟ اینها و دهها سؤال دیگر، مسائلی است که ممکن است انسان در برابر آنها در محضر پروردگار مورد سؤال قرار بگیرد.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف افزود: همانطور که حقوق پدر و مادر دریایی وسیع است و ساعتها میتوان درباره آن صحبت و بحث کرد، حقوق فرزندان نیز بسیار گسترده و مهم است. امروز میخواهم به یکی دو مورد از حقوق فرزندان اشاره کنم؛ به موضوعاتی که متأسفانه ممکن است در بعضی خانوادهها اتفاق افتاده باشد؛ ظلمها و ناعدالتیهایی که گاهی خاموش و بیصدا هستند و هیچ صدایی از آنها بیرون نمیآید.
سخنران نماز جمعه شهر خواف گفت: یکی از مهمترین این مسائل، موضوع ارث و میراث و بهخصوص محروم کردن دختران از حق شرعی آنهاست. شاید این موضوع به مذاق بعضیها خوش نیاید، اما اگر از این منبر و از این جایگاه و از این بلندگوها درباره این مسائل گفته نشود، پس کجا باید گفته شود؟ اگر ما در مسائل اجتماعی و خانوادگی، آنجا که حق مردم ضایع میشود سکوت کنیم، پس وظیفه اهل علم و منبر چیست؟ یکی از حقوقی که به اموال انسان تعلق میگیرد، مسئله ارث و میراث است. یعنی وقتی انسان از دنیا میرود، اموال او طبق قوانین شرعی میان وارثان تقسیم میشود. شریعت مقدس اسلام نسبت به رعایت این مسئله تأکید بسیار زیادی دارد. علم فرائض و علم تقسیم میراث از علوم بسیار مهم در شریعت است و در روایات نیز بر اهمیت آن تأکید شده است.
وی خاطر نشان کرد: چرا مسئله ارث اینقدر مهم است؟ چون جایی است که امکان ظلم و اشتباه در آن بسیار زیاد است. جایی است که ممکن است محبتهای خانوادگی، تعصبات، اختلافات قدیمی و مسائل مالی باعث شود انسان حق خواهر، برادر، دختر، مادر یا سایر وارثان را ضایع کند. متأسفانه گاهی شنیده میشود که فلان شخص حق خواهران خود را نداده، فلان پدر دختران خود را از ارث محروم کرده، فلان فرد گفته است «داماد روی زمین من راه نخواهد رفت» یا به خاطر اختلاف با داماد، حق دختر خودش را نیز پایمال کرده است.
مولوی پازهر بیان داشت: این اتفاقات در جامعهای که مساجد آن پر از نمازگزار است، در جامعهای که مردم خود را متدین میدانند، در جامعهای که آمار حضور مردم در مجالس دینی بالاست، واقعاً تأسفبار است. ممکن است آن دختر، به خاطر حیا و محبتی که نسبت به پدر و برادر خود دارد، سکوت کند و چیزی نگوید. ممکن است آن خواهر به خاطر اینکه نمیخواهد خانواده از هم بپاشد، مطالبه حق خود را نکند. اما سکوت مظلوم به معنای از بین رفتن حق او نیست.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: یکی از مباحثی که شریعت مقدس اسلام تأکید فراوانی بر آن دارد، مسئله تقسیم ارث است. اگر در خانوادهای مسئله ارث پیش آمد و در تقسیم آن ابهامی وجود داشت، باید به اهل علم و مراجع معتبر شرعی مراجعه کنند تا حق کسی ضایع نشود. هر شخصی نسبت به مال خودش در دوران زندگی چند راه دارد. راه اول این است که مال خود را در زمان حیاتش مصرف کند، ببخشد، هدیه بدهد، انفاق کند، وقف کند یا صدقه بدهد. انسان در اصل اختیار مال خودش را دارد؛ البته شریعت توصیه میکند انسان به گونهای رفتار کند که بعد از مرگش، فرزندان او محتاج مردم و گرفتار فقر و نیاز نشوند.
سخنران نماز جمعه شهر خواف تصریح کرد: راه دوم این است که انسان در زمان حیات خود بخواهد بخشی از مالش را میان فرزندان تقسیم کند. اینجا هم باید مراقب باشد که مرتکب ظلم و بیعدالتی نشود. اگر انسان در زمان حیات خود به فرزندانش هدیه میدهد، شایسته است عدالت و مساوات را میان آنان رعایت کند و فرزندی را به خاطر دختر یا پسر بودن مورد تبعیض قرار ندهد. اما اشتباه بزرگی که بعضیها مرتکب میشوند این است که یک فرزند را بیش از دیگران مورد توجه قرار میدهند و دیگری را محروم میکنند؛ مخصوصاً دختران را به دلیل اینکه دختر هستند، از مال و زمین و خانه و باغ محروم میکنند. این کار بسیار خطرناک است.
وی گفت: راه سوم این است که انسان در زمان حیات خود مالش را تقسیم نکند و بعد از وفات، مال او تبدیل به میراث شود. در این صورت دیگر مسئله سلیقه شخصی نیست؛ مال باید بر اساس احکام شرعی میان وارثان تقسیم شود اما متأسفانه در همین مرحله نیز گاهی اتفاقات نادرستی رخ میدهد. بعضی از ورثه از وضعیت بیماری و ضعف پدر یا مادر سوءاستفاده میکنند، در زمان بیماری از پدر یا مادر امضا میگیرند، ملکی را به نام خود میکنند، یا هنگام تقسیم ارث به شکلی رفتار میکنند که حق سایر ورثه ضایع شود. اگر کسی چنین کاری انجام دهد، بداند که حق مردم را خورده است.
مولوی پازهر ادامه داد: گاهی هم فردی نه در زمان حیات مالش را درست تقسیم میکند و نه اجازه میدهد بعد از وفات، مالش طبق حکم شریعت تقسیم شود؛ بلکه وصیتنامهای مینویسد و میگوید: «بعد از مرگ من فلان زمین را به فلان پسرم بدهید، فلان مغازه را به فلان فرزندم بدهید و فلان باغ را به فلان وارث بدهید.» اینجا هم باید حکم شرعی را بدانیم. در شریعت مقدس اسلام، اصل این است که برای وارث وصیت مستقلی که موجب تغییر سهم شرعی او شود، بدون رضایت سایر ورثه اعتبار ندارد؛ چنانکه در حدیث آمده است: «لَا وَصِیَّةَ لِوَارِثٍ». یعنی برای وارث، وصیتِ جداگانهای که حق سایر ورثه را تحت تأثیر قرار دهد، معتبر نیست؛ مگر اینکه سایر ورثه پس از وفات شخص با رضایت خود آن را بپذیرند. اما اگر انسان بخواهد برای غیر وارث وصیت کند، شریعت مقدس اسلام اجازه داده است که تا یکسوم مال خود را وصیت کند. بنابراین انسان میتواند وصیت کند که بعد از وفات او تا یکسوم داراییاش به مسجد، مدرسه، حوزه علمیه، مؤسسه خیریه یا فردی که وارث او نیست داده شود. اما بیشتر از یکسوم، نیاز به اجازه ورثه دارد، مسئله ارث شوخیبردار نیست.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف بیان داشت: اگر کسی بگوید «من نمیخواهم دخترم از من ارث ببرد»، باید بداند که با گفتن این جمله حکم خداوند تغییر نمیکند. اگر کسی بگوید «من دخترم را از ارث محروم کردم»، این محرومیت شرعی نیست. اگر کسی وصیت کند که به دخترم چیزی ندهید، چنین وصیتی نمیتواند حکم قطعی خداوند درباره میراث را از بین ببرد. محروم کردن فرزندان از ارث، مخصوصاً محروم کردن دختران از حق شرعیشان، ظلم آشکار و خوردن حق مردم است. ممکن است کسی بگوید: «مال خودم است، هر کاری بخواهم میکنم.» اما تا زمانی که در چهارچوب شرع و حق دیگران هستی، اختیار مال خودت را داری؛ اما وقتی پای حق وارث و حق دیگران به میان آمد، دیگر مسئله فقط مال تو نیست. مالی که بعد از وفات تو حق وارثان شده است، نمیتوانی با یک جمله آن را از آنان بگیری. مطمئن باشید خداوند ذوالجلال و الاکرام در قیامت درباره حقوق مردم سؤال خواهد کرد.
سخنران نماز جمعه شهر خواف تصریح کرد: اصلاً مسئله فقط خود مال نیست. شاید آن دختر به یک تکه زمین یا یک مقدار پول نیاز نداشته باشد. شاید خودش ثروتمند باشد. مسئله این نیست که او به آن لقمه نان محتاج است یا نه. مسئله این است که شما حق شرعی او را نادیده گرفتهاید. مسئله این است که به او گفتهاید: «تو دختر من هستی، اما سهمی از حق خودت نداری.» این رفتار است که قلب او را میشکند. خداوند متعال برای زنان و دختران نیز در قرآن کریم سهم مشخصی از میراث قرار داده است. خداوند میفرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَفْرُوضًا.» برای مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان باقی میگذارند سهمی است و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان باقی میگذارند سهمی است، خواه آن مال کم باشد یا زیاد؛ سهمی تعیینشده و واجب. «نَصِیبًا مَفْرُوضًا» یعنی این سهم، سهمی است که خداوند مقرر فرموده است. این دیگر سلیقه پدر و برادر و خانواده نیست. این حکم خداوند است.
وی گفت: در زمان جاهلیت، زنان و کودکان از بسیاری از حقوق اجتماعی و مالی محروم بودند. یکی از حکمتهای بزرگ احکام ارث در اسلام این بود که این نگاه جاهلی را از بین برد و برای زنان و دختران نیز حق مشخص قرار داد. این یعنی اسلام آمد تا بگوید دختر انسان، زن انسان و کودک انسان، چون زن یا کودک هستند، نباید حقشان پایمال شود. به این حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم هم توجه کنیم. نعمان بن بشیر رضی الله عنهما میفرماید که پدرم مرا نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورد و گفت: «من این غلام را به این فرزندم بخشیدهام و میخواهم شما بر این کار شاهد باشید.» رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آیا به همه فرزندانت مانند این هدیه دادهای؟» گفت: «خیر.» رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْدِلُوا بَیْنَ أَوْلَادِکُمْ»؛ از خدا بترسید و میان فرزندان خود عدالت برقرار کنید و در روایت دیگری فرمودند: «لَا أَشْهَدُ عَلَى جَوْرٍ»؛ من بر یک کار ظالمانه گواهی نمیدهم.
مولوی پازهر تصریح کرد: این داستان درباره ارث هم نیست؛ درباره هدیهای است که پدر میخواست در زمان حیاتش به یکی از فرزندان بدهد. اما پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به ما یاد دادند که رفتارهای مالی میان فرزندان میتواند محبت ایجاد کند یا خدایناکرده زمینه اختلاف و کینه را فراهم نماید. اموال میتواند خانوادهها را به هم نزدیک کند و میتواند خانوادهها را از هم بپاشد. گاهی یک قطعه زمین، یک باغ، یک خانه یا یک مغازه باعث میشود برادر و خواهر سالها با یکدیگر حرف نزنند. بعضی خانوادهها سالهاست با دایی خود ارتباط ندارند، با خاله خود ارتباط ندارند، با عمو و عمه خود ارتباط ندارند. چرا؟ چون در زمان تقسیم میراث، حق یکی پایمال شده است. اگر حق خواهر را خوردیم، تصور نکنیم چون او چیزی نگفت، پس مسئله تمام شده است. اگر خواهرمان از روی حیا سکوت کرد، حق او از بین نرفته است. اگر میبینیم پدرمان میخواهد در تقسیم مال به خواهرمان ظلم کند، با احترام جلوی این کار را بگیریم. اگر نتوانستیم در زمان حیات پدر مسئله را حل کنیم، بعد از وفات او نیز حق خواهرمان را نادیده نگیریم.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف خاطر نشان کرد: بعضیها میگویند: «این مال پدرمان بوده و حالا به ما رسیده است.» اگر سهم تو بوده، نوش جانت؛ اما اگر سهم دیگری بوده، برای تو حلال نمیشود و موضوع فقط اختلاف میان خواهر و برادر نیست، گاهی پدر و مادر به دلیل اختلافی که با داماد دارند، میگویند: «این دختر را از ارث محروم میکنیم.» و این کار بسیار خطرناک است. شما وقتی دخترتان را از حق شرعیاش محروم میکنید، در واقع به خانواده همسر او نیز پیامی میدهید که این دختر در خانه پدرش حقی ندارد. بعد چگونه انتظار دارید همه حرمت و جایگاه او را رعایت کنند؟ دختری که شما باید پشتوانه او باشید، نباید احساس کند که در خانه پدر خودش هم بیارزش است. چه تعبیر تکاندهندهای است که گفته میشود اگر در دوران جاهلیت دختران را با خاک زندهبهگور میکردند، امروز ممکن است بعضیها با محروم کردن دختر از حقوق شرعیاش، نوعی زندهبهگور کردن مدرن را انجام دهند.
سخنران نماز جمعه شهر خواف ادامه داد: در جاهلیت، دختر را به دلیل دختر بودن زندهبهگور میکردند؛ امروز اگر کسی به خاطر دختر بودن او را از حق شرعیاش محروم کند، آیا این همان نگاه جاهلی نیست که اسلام برای از بین بردنش آمد؟ اگر پدری با خودش عهد کرده که به دخترش چیزی ندهد، بداند که با این تصمیم حکم خدا تغییر نمیکند. اگر وصیت کرده که دخترم ارث نبرد، این وصیت نمیتواند سهم شرعی او را از بین ببرد و آنهایی هم که حق دیگران در میان اموالشان قرار گرفته است، تکلیف خود را روشن کنند. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم درباره هدیهای که نعمان بن بشیر رضی الله عنهما مطرح کرد، فرمودند: «فَارْدُدْهُ»؛ آن را برگردان. پس اگر امروز میدانید مالی که در اختیار شماست، بخشی از آن حق شرعی شخص دیگری بوده و به او داده نشده است، برگردید و حق را ادا کنید. اگر سهم خواهرتان را ندادید، بدهید. اگر سهم عمهتان را ندادید، بدهید. اگر سهم هر وارث دیگری را ندادید، آن را به صاحب حق برسانید، نگویید «او خودش چیزی نمیگوید».
وی گفت: امروز شاید مال دنیا در دست ما باشد، اما فردا ما در دست خاک خواهیم بود. امروز ممکن است بر سر یک باغ و یک زمین با خواهر و برادر خود دعوا کنیم، اما فردا خودمان چهار متر زمین هم از خودمان نداریم. انسان هرچه جمع کرده، بالاخره میگذارد و میرود. خداوند سبحان چه زیبا میفرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ.» آگاه باشید که اموال و فرزندان شما وسیله آزمایش هستند و بدانید که پاداش بزرگ نزد خداوند است. پس عزیزان اموالتان شما را فریب ندهد. فرزندانتان شما را از عدالت دور نکنند. محبت به یک فرزند باعث ظلم به فرزند دیگر نشود. اختلاف با داماد باعث محروم کردن دختر نشود. علاقه به پسر باعث پایمال کردن حق دختر نشود. مالی که خداوند برای شما وسیله آزمایش قرار داده است، آن را وسیله نجات خود قرار دهید، نه وسیله هلاکت خود.
دیدگاهتان را بنویسید