توحید، بزرگ‌ترین پیام اسلام برای نجات بشریت است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی احناف خواف، مولوی ابراهیم باخدا، در مراسم نماز جمعه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ اهل سنت شهر خواف، با تلاوت آیه (يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) و حدیث (الاسلام یعلو و لایعلی علیه) پیرامون پیام‌های اسلام برای نجات بشریت به ایراد سخن پرداخت.

مدرس حوزه علمیه احناف خواف در آغاز سخن بیان داشت: الله متعال نعمت‌های خود را بر بندگانش نازل می‌کند. نعمت‌های الله هم مادی هستند و هم معنوی. نعمت‌های مادیِ الله بر همه‌ی انسان‌ها نازل می‌شود؛ مسلمان و کافر ندارد و همه از این نعمت‌ها برخوردارند. اما نعمت‌های معنوی و روحانی، نعمت‌هایی هستند که مخصوص مسلمانان و مؤمنان‌اند. این نماز جمعه، حضور شما عزیزان در اول وقت، در بهترین مکان، در بهترین روز هفته و در بهترین لحظات این روز، همه از توفیقات الهی و از فضل الله است. ما نبودیم که این نعمت‌ها را برای خود فراهم کنیم؛ بلکه فضل و رحمت الهی شامل حال ما شده است.

سخنران نماز جمعه خواف گفت: حضرت سلیمان(ع) پادشاهی‌ای از سوی الله دریافت کرد که نه پیش از او و نه پس از او، کسی همانند آن را نداشته و نخواهد داشت. اما در برابر آن همه قدرت، حکومت و نعمت، تنها یک جمله بر زبان آورد: «هذا من فضل ربی» این، از فضل پروردگار من است. انسان باید همواره بداند که هر آنچه از نعمت‌های مادی و معنوی به او رسیده، از فضل الله است. اگر انسان همه‌ی داشته‌های خود را از الله بداند، الله متعال نیز نعمت‌های خود را بر او خواهد افزود. تمام این نعمت‌ها برای آزمایش انسان است؛ تا روشن شود که آیا شکرگزار است یا ناسپاس.

وی افزود: اسلام، با تمام عظمتش، بزرگ‌ترین نعمتی است که الله متعال به بشریت عطا فرموده است. بزرگ‌ترین نعمتی که بر روی این کره‌ی خاکی برای انسانیت نازل شده، اسلام است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که این دین، چه ارمغانی برای بشریت آورده است؟ پیام اسلام برای انسان چه بوده است؟ اگر نگاهی به عصر بعثت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بیندازیم؛ زمانی که قرار بود آن حضرت برای هدایت جهانیان مبعوث شوند، می‌بینیم که ظلم، فساد، فحشا، بی‌عدالتی، تبعیض و برده‌داری سراسر زمین را فرا گرفته بود. انسانیت به پرتگاه سقوط رسیده بود، انسان در حال احتضار بود و بشر، خود، خود را نابود می‌کرد. در چنین شرایطی، الله متعال از روی رحمت و فضل خود، آیینی را برای بشریت فرستاد و پیامبری را مبعوث کرد تا این دین، بزرگ‌ترین هدیه را برای انسان به ارمغان بیاورد. اگر امروز، پس از بیش از هزار و چهارصد سال از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، از خود بپرسیم که درد اصلی بشریت چیست، شاید پاسخ‌هایی مانند ظلم، ستم، جرم، فساد، فحشا، بی‌عدالتی، فروپاشی خانواده‌ها، جنگ، خون‌ریزی و کشتار به ذهنمان برسد. اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، خواهیم دید که ریشه‌ی همه‌ی این مشکلات چیز دیگری است.

مولوی باخدا بیان داشت:بزرگ‌ترین ارمغان اسلام برای بشریت، توحید بود؛ همان توحیدی که یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، کم و بیش، برای دعوت به آن مبعوث شدند. اگر بخواهیم بدانیم چرا بشریت به این نقطه از انحطاط و عقب‌گرد رسیده است، پاسخ را در این آیه‌ی قرآن می‌یابیم: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ». همانند کسانی نباشید که الله را فراموش کردند؛ پس الله نیز آنان را از خودشان غافل ساخت.

سخنران نماز جمعه خواف گفت: فراموشی الله و به حاشیه رفتن معبود حقیقی در زندگی انسان، سبب شده است که بشر به چنین سرنوشتی دچار شود. انسانی که شناخت درستی از پروردگار و معبود حقیقی خود نداشته باشد، از مسیر عزت فاصله می‌گیرد؛ در حالی که توحید، انسان را به عزت می‌رساند. اگر به معنای توحید توجه کنیم، «لا إله إلا الله» یعنی هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد.

مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: انسان در طول تاریخ همواره در جست‌وجوی خالق، مالک و معبود خویش بوده است؛ اما هرگاه از شاهراه هدایت دور شده، برای خود خدایانی ساخته است. گروهی بت‌های سنگی و چوبی را پرستیدند، گروهی خورشید، ماه و ستارگان را معبود خود دانستند، عده‌ای آب، خاک، آتش و باد را پرستیدند و برخی نیز حیوانات را معبود خود قرار دادند.

وی ادامه داد: توحید آمد تا به انسانیت بفهماند که ای بشر، ای انسان! تو تنها یک خالق داری؛ خالقی که تو را برای بندگی آفریده است، نه برای بردگی. در طول تاریخ، انسان‌هایی بودند که خود را خدا می‌نامیدند. فرعون‌های مصر خود را خدا می‌دانستند. فرعون می‌گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى»؛ «من پروردگار برتر شما هستم.» اما این خدایان دروغین، انسان‌ها را برای بردگی می‌خواستند، نه برای رشد و تعالی. اگر به تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم که فراعنه مصر برای ساختن اهرام، هزاران انسان را به بردگی کشیدند. بسیاری از آنان در جریان ساخت این بناها جان خود را از دست دادند. در کنار اهرام مصر، چاه‌ها و دخمه‌های بزرگی وجود دارد که در تاریخ از آن‌ها یاد شده است. هنگامی که این بردگان کشته می‌شدند، نه تشییعی در کار بود و نه تکریمی؛ پیکرهای آنان را مستقیماً در همان چاه‌ها می‌انداختند. این است تفاوت میان خدایان ساختگی و خدای حقیقی.

مولوی باخدا تصریح کرد: خدایان دروغین، انسان را برای بردگی می‌خواهند؛ اما الله متعال، انسان را برای بندگی می‌خواهد تا او را به کمال برساند. توحید آمد تا ذلت، خواری، تعظیم و کرنش در برابر غیرالله را از زندگی انسان بیرون ببرد. توحید آمد تا انسان تنها در برابر یک معبود حقیقی و یک پروردگار یکتا سر تعظیم فرود آورد، نه در برابر هیچ انسان و هیچ مخلوق دیگری؛ زیرا هیچ مخلوقی آن جایگاه و ارزشی را ندارد که انسان در برابر او سجده کند یا او را بپرستد. همه مخلوقات نیازمندند و تنها الله، بی‌نیاز مطلق است.

مدرس حوزه علمیه احناف خواف گفت: پیام دیگر اسلام به بشریت، کرامت انسان بود. الله متعال می‌فرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم. دقت کنید؛ الله نفرمود فقط مؤمنان یا فقط مسلمانان، بلکه فرمود بنی‌آدم؛ یعنی همه انسان‌ها. تمام بشریت از کرامت الهی برخوردارند و نزد خداوند دارای ارزش و جایگاه هستند. امروز اگر می‌بینیم که شیاطینِ انس و جن و دشمنان اسلام و مسلمانان با ارزش‌های اسلامی و دینی مبارزه می‌کنند، علتش این است که نمی‌خواهند انسان به کرامت و جایگاه واقعی خود برسد.

ارزش انسان به تقواست، نه نژاد، ثروت و قدرت

سخنران نماز جمعه خواف بیان داشت: انسانِ باکرامت، برای این آفریده نشده است که در شهوت، نجاست و پلیدی غرق شود. شیطان، با تمام سپاهیان خود از جن و انس، آمده است تا انسان را سرگرم شهوت‌ها، هواهای نفسانی و لذت‌های زودگذر کند؛ تا آن‌چنان او را مشغول خوردن، نوشیدن، مستی و هوس‌رانی سازد که هدف اصلی زندگی خود را فراموش کند اما اسلام آمد تا به انسان کرامت ببخشد و به او بگوید: زندگی تو فقط همین چند صباح دنیا نیست. زندگی، تنها خوردن و آشامیدن نیست. اسلام آمد تا به انسان بگوید: تو برای این آفریده نشده‌ای که همچون حیوانات فقط بخوری، بیاشامی، شهوت خود را ارضا کنی و سپس از دنیا بروی و همه چیز پایان یابد. اسلام برای انسان جایگاهی بسیار والاتر ترسیم کرده است.

وی خاطر نشان کرد: اسلام می‌گوید: ای انسان! تو می‌توانی به خدا برسی. می‌توانی از فرش به عرش برسی. می‌توانی پروردگار خود را بشناسی، او را درک کنی و تمام هدف زندگی‌ات را کسب رضایت الله قرار دهی. و در برابر این تلاش، الله متعال به تو بهشت را عطا می‌کند و پاداش جاودانه می‌بخشد. این است کرامت انسانی. وقتی به این کرامت نگاه می‌کنیم، می‌بینیم اسلام چه زیبا آن را برای انسان معنا کرده است.

مولوی باخدا ادامه داد: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: هیچ عربی بر غیرعرب، هیچ غیرعربی بر عرب، هیچ سفیدپوستی بر سیاه‌پوست و هیچ سیاه‌پوستی بر سفیدپوست برتری ندارد، مگر به تقوا. و قرآن نیز می‌فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» گرامی‌ترین شما نزد الله، پرهیزگارترین شماست. امروز، با وجود همه پیشرفت‌های بشر، هنوز جهان گرفتار نژادپرستی، قوم‌گرایی و برتری‌جویی‌های نژادی است. هنوز کسانی خود را از دیگران برتر می‌بینند اما اسلام در جامعه‌ای ظهور کرد که تعصب‌های قبیله‌ای و نژادی به اوج خود رسیده بود و همان‌جا این اندیشه را در هم شکست.

مدرس حوزه علمیه احناف خواف گفت: اسلام آمد تا این حقیقت را به بشریت اعلام کند که همه انسان‌ها دارای کرامت‌اند و حتی غیرمسلمانانی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کنند نیز جان، مال و آبرویشان محترم است. هیچ‌کس حق ندارد به جان یا مال آنان تعرض کند یا به آنان آسیب برساند.این پیام اسلام برای انسانیت بود. ارزش انسان با مال، مقام، قدرت، نژاد و نسب سنجیده نمی‌شود. الله متعال می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» الله نمی‌فرماید: «ای مؤمنان»، «ای مسلمانان»، «ای نمازگزاران» یا «ای پرهیزگاران». بلکه خطاب او این است: «ای مردم!« ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبیله‌های گوناگون قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، نه اینکه بر یکدیگر فخر بفروشید یا یکدیگر را تحقیر کنید. سپس می‌فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» گرامی‌ترین شما نزد الله، پرهیزگارترین شماست.

سخنران نماز جمعه خواف افژود: معیار برتری نزد الله تقواست. اما در زندگی اجتماعی، همه انسان‌ها از کرامت و حقوق برابر برخوردارند. نمونه روشن آن، سلمان فارسی رضی‌الله‌عنه است. او عرب نبود، بلکه از سرزمین فارس بود؛ اما هنگامی که اسلام آورد، در کنار اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم همان جایگاه را یافت که دیگر یاران داشتند؛ تا آنجا که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «سلمانُ مِنَّا أهلَ البیت.» سلمان از ما اهل‌بیت است. این یعنی در جامعه اسلامی هیچ برتری‌ای جز بر پایه تقوا وجود ندارد و همه انسان‌ها از نظر کرامت انسانی برابرند..

عدالت و آزادی از مهم‌ترین پیام‌های اسلام برای بشریت است

وی خاطر نشان کرد: پیام دیگر اسلام برای بشریت، عدالت، آزادی و حق بیان بود. وقتی همه انسان‌ها دارای کرامت‌اند، عدالت نیز باید درباره همه آنان به یکسان اجرا شود. اسلام این عدالت را تنها در شعار بیان نکرد، بلکه آن را در عمل به نمایش گذاشت. بیش از هزار و چهارصد سال پیش، امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه بر فراز منبر سخن می‌گفت. در میان سخنان خود درباره مهریه زنان مطلبی بیان کرد. در همان هنگام، زنی از میان مردم برخاست و گفت: چگونه چنین سخنی می‌گویی، در حالی که قرآن این حق را برای زنان قرار داده است؟ عمر رضی‌الله‌عنه، که زمامدار بزرگ‌ترین حکومت آن روزگار بود، بدون هیچ تکبری فرمود: «عمر اشتباه کرد و آن زن درست گفت.» و افزود: «حق با توست؛ من از سخن خود بازمی‌گردم.» این عدالت و آزادی بیان در اسلام است؛ اینکه یک زن عادی بتواند در برابر حاکم مسلمانان سخن بگوید و حاکم نیز حق را بپذیرد..

مولوی باخدا ادامه داد: در دوران قحطی، یاران حضرت عمر رضی الله عنه می‌گفتند: ما می‌ترسیدیم اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، عمر از شدت سختی و گرسنگی از دنیا برود؛ زیرا او حاضر نبود غذایی بهتر از فقیرترین مسلمانان بخورد. شبی همسرش از او پرسید: ای عمر! چرا این‌قدر گریه می‌کنی؟ چه ظلمی کرده‌ای؟ چه حقی را ضایع کرده‌ای که این‌گونه شب‌ها آرام نداری؟ عمر پاسخ داد: «به خدا سوگند، اگر حتی الاغی در سرزمین عراق بلغزد و پایش آسیب ببیند، می‌ترسم الله از من بپرسد: ای عمر! چرا راه را برای او هموار نکردی؟ این یعنی مسئولیت‌پذیری و عدالت؛ همان چیزی که اسلام به زمامداران آموخت. ملت‌های دیگر نیز این عدالت را با چشم خود می‌دیدند.

مدرس حوزه علمیه احناف خواف گفت: اگر امروز آمریکا، اروپا و کشورهای غربی از آزادی، برابری و عدالت سخن می‌گویند، باید بدانیم که بسیاری از این حقوق، در تاریخ معاصر آن‌ها بسیار دیر به رسمیت شناخته شده است. امروز برخی آمده‌اند تا به مسلمانان، درس عدالت و آزادی بدهند اما برادران و خواهران عزیز! ما نباید رفتار برخی از مسلمانان را با حقیقت اسلام یکی بدانیم. به مسلمانان نگاه نکنیم؛ به اسلام نگاه کنیم. اسلام، دینی کامل برای هدایت بشریت است و آمده است تا این پیام‌های بزرگ را به انسان‌ها برساند. اسلام با عدالت، آزادی و کرامت انسانی، مفاهیمی را به بشریت آموخت که در بسیاری از جوامع آن روزگار ناشناخته بود. اگر تاریخ را مطالعه کنیم، خواهیم دید که حکومت‌ها مردم را به طبقات مختلف تقسیم می‌کردند؛ طبقه اشراف، پادشاهان، فرماندهان، خدمتکاران و مردم عادی. این طبقه‌بندی‌ها برای آن بود که گروهی بر دیگران سلطه داشته باشند و هرچه می‌خواهند انجام دهند اما اسلام آمد و اعلام کرد که همه انسان‌ها در اصل انسانیت برابرند و ملاک برتری، تنها تقواست.

سخنران نماز جمعه خواف افزود: در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، یکی از انصار اسلام آورد، اما فرزندش مسلمان نشد. آن مرد، فرزندش را در خانه حبس کرد تا او را وادار به پذیرش اسلام کند. وقتی این خبر به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسید، آیه نازل شد: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّين» «در دین هیچ اجباری نیست.» پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آن مرد را فراخواندند و او را سرزنش کردند و فرمودند که کسی را نمی‌توان با زور مسلمان کرد. اسلام زمانی ارزش دارد که با آگاهی، اطمینان و رضایت قلبی پذیرفته شود؛ نه با اجبار و اکراه. این، پیام آزادی عقیده در اسلام بود..

فتح مکه بزرگ‌ترین جلوه رحمت و گذشت پیامبر(ص) بود

وی تصریح کرد: وقتی تاریخ بیش از چهارده قرن اسلام را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که در دوره‌های طولانی، مسلمانان بر بخش بزرگی از جهان حکومت می‌کردند و اقوام و پیروان ادیان گوناگون در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کردند. بسیاری از آنان، امنیت، عدالت و آزادی دینی را در سایه حکومت اسلامی تجربه می‌کردند و همین سبب شده بود که با رضایت در کنار مسلمانان زندگی کنند. پیام دیگر اسلام برای بشریت، رحمت، مهربانی، محبت و مهرورزی بود. هر سوره قرآن ـ جز سوره توبه ـ با این جمله آغاز می‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» «الرَّحْمَن» و «الرَّحِيم» بارها در قرآن تکرار شده‌اند تا به انسان بیاموزند که پروردگار او، خدای رحمت و مهربانی است و درباره پیامبر نیز الله متعال می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، پیامبر رحمت بود.

مولوی باخدا گفت: هنگامی که مکه در سال هشتم هجری فتح شد، مسلمانان با سپاهی ده‌هزارنفری وارد این شهر شدند. همان مردمی که سیزده سال مسلمانان را شکنجه کرده بودند، آنان را از خانه و کاشانه‌شان بیرون رانده بودند، یاران پیامبر را کشته بودند و انواع آزارها را بر ایشان روا داشته بودند، اکنون در انتظار انتقام بودند.

وی ادامه داد: در سراسر مکه این فرمان پیامبر طنین‌انداز شد که هر کس وارد خانه خود شود، در امان است و هر کس به مسجدالحرام پناه ببرد، در امان است. مردم، گروه‌گروه وارد مسجدالحرام شدند. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم وارد مکه شدند و بت‌هایی را که مردم ساخته و می‌پرستیدند، در هم شکستند و به آنان فهماندند که این‌ها شایسته پرستش نیستند. سپس رو به اهل مکه کردند و فرمودند:«گمان می‌کنید امروز با شما چه خواهم کرد؟» اهل مکه، همان دشمنان دیرینه رسول خدا، با یک صدا گفتند: «تو برادری بزرگوار و فرزند برادری بزرگوار هستی.» پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «امروز هیچ سرزنش و مؤاخذه‌ای بر شما نیست؛ بروید، همه شما آزاد هستید.» رسول خدا همه آنان را بخشید. این، پیام اسلام است؛ دینی که بر پایه گذشت، رحمت، محبت و مهرورزی بنا شده است.

مولوی باخدا تصریح کرد: اسلام نیامده است تا انسان‌ها را نابود کند؛ بلکه آمده است تا آنان را نجات دهد. الله متعال درباره پیامبر می‌فرماید: «بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيم» او نسبت به مؤمنان بسیار دلسوز و مهربان است. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای سعادت انسان‌ها، در دنیا و آخرت، مبعوث شد. او می‌خواست مردم را از آتش جهنم نجات دهد و به سوی رحمت الهی راهنمایی کند.

مدرس حوزه احناف خواف گفت: بیشتر مردم مکه، با دیدن این اخلاق بزرگ، اسلام آوردند. آنان گمان می‌کردند که مسلمانان برای انتقام و خون‌ریزی آمده‌اند؛ اما وقتی رحمت و بزرگواری پیامبر را دیدند، دل‌هایشان نرم شد. ندای اسلام هرگز ندای کشتار و خون‌ریزی نبوده است. اگر در اسلام سخن از جهاد به میان آمده، فلسفه آن دفاع از حق، برقراری عدالت و مقابله با ظلم و فساد است؛ همانند پزشکی که برای حفظ سلامت بدن، غده‌ای سرطانی را از پیکر انسان جدا می‌کند تا تمام بدن را فرا نگیرد. هدف، حفظ حیات و سلامت جامعه انسانی است، نه خون‌ریزی و نابودی انسان‌ها. اسلام با پیام محبت، رحمت و مهرورزی به میان انسان‌ها آمد.

سخنران نماز جمعه خواف افزود: جوانان ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند که اسلام را از قرآن کریم، از سنت و سیره رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و از منابع اصیل اسلامی بشناسند؛ نه از رسانه‌ها، نه از تبلیغات دشمنان و نه از رفتار نادرست کسانی که ممکن است خود را منتسب به اسلام بدانند. اگر امروز در برخی جوامع، اسلام‌گریزی و حتی اسلام‌ستیزی در حال گسترش است، یکی از علت‌های آن این است که ما مسلمانان نیز گاهی حقیقت اسلام را آن‌گونه که شایسته است نشناخته‌ایم و نتوانسته‌ایم آن را درست معرفی کنیم. ما نتوانسته‌ایم آموزه‌های قرآن، پیام‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و ارزش‌های والای اسلام را آن‌گونه که باید در جامعه خود اجرا کنیم و به جهانیان نشان دهیم.

وی بیان داشت: اسلام را باید از قرآن شناخت، از سیره پیامبر شناخت و از زندگی صحابه و پیشوایان راستین این دین آموخت. جوانان عزیز! اگر امروز با درد، رنج، غم، اضطراب، نگرانی یا مشکلات اجتماعی روبه‌رو هستید، بدانید که این‌ها از حقیقت اسلام نیست. اگر حاکمانی کوتاهی کرده‌اند، اگر دولت‌هایی به وظایف خود عمل نکرده‌اند، اگر کسانی به نام اسلام مرتکب ظلم، افراط یا جنایت شده‌اند، این‌ها را نباید به حساب اسلام نوشت. اسلام را باید از قرآن آموخت؛ از سیره پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم شناخت و با معیارهای الهی سنجید، نه با عملکرد افراد. هوشیار و بیدار باشیم؛ زیرا دشمنان اسلام دقیقاً همین را می‌خواهند که ما نسبت به دین خود بدبین شویم، از هویت اسلامی خود فاصله بگیریم و از ارزش‌های الهی دست بکشیم؛ تا بتوانند بر ما سلطه پیدا کنند و ما را زیر چکمه‌های ظلم، ستم و استکبار خود قرار دهند.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *