به گزارش پایگاه اطلاع رسانی احناف خواف، مولوی ابراهیم باخدا، در مراسم نماز جمعه ۲۲ اسفندماه ۱۴۰۴ اهل سنت شهر خواف، با تلاوت آیات( شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ) پیرامون اهمیت و جایگاه قرآن کریم به ایراد سخن پرداخت.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در آغاز سخن بیان داشت: باید خدا را بابت نعمت ماه مبارک رمضان، شکر کنیم. در روزهایی هستیم که هر ساعت و دقیقهی آن را با معیارهای دنیا نمیتوان قیمت گذاری کرد. خداوند میفرماید: روزه برای من است و من خود پاداش روزه هستم. ارزش این شب و روزها با شب قدر بیشتر میشود. ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است، قرآنی که کتاب بینظیر است و نمونهای برای آن نیست.
سخنران نماز جمعه خواف ادامه داد: وقتی قرآن به وسیلهی جبرئیل نازل میشود، جبرئیل سید الملائکه لقب میگیرد، وقتی قرآن بر پیامبر(ص) نازل میشود، محمد(ص)، سید المرسلین میگردد، وقتی قرآن در شب قدر نازل میشود، شب قدر بزرگترین و بافضیلتترین شب و به سید الیالی تبدیل میشود و چون در رمضان نازل میشود، ماه رمضان سید ماهها میگردد و چون بر این امت نازل میشود، این امت بهترین امتها میگردد.
وی افزود: قرآن آخرین پیام الهی به وسیلهی آخرین رسول بر بشر نازل شد. قرآن خودش خود را معرفی میکند. اولین ویژگی قرآن این است که از طرف پرودگار جهان است و کلام پادشاه جهان، بالاترین سخن است. حتی قرآن از پیامبر(ص) نیز بالاتر است و این کتابی است که شک و شبههای در آن وجود ندارد. در طول تاریخ انسانهایی بودند که میخواستند شک و شبهه ایجاد کنند اما خودشان به آن ایمان آوردند.
مولوی باخدا افزود: این کتاب تمام گفتههای آن از همهی ابعاد محکم و استوار است. دستاوردهای علمی، اکتشافی و… را میتوان در آن پیدا کرد. این کتاب حق و حقیقت است که هیچ باطلی در آن وجود ندارد و هرکسی که در آن تفکر کند، جز حقیقت چیزی نمیبیند. ویژگی دیگر قرآن این است که تحدی ناپذیر است و هیچ کسی نمیتواند مانند آن بیاورد. خداوند میفرماید: اگر تمام انسانها و جنیات جمع شوند، نمیتوانند مانند آن بیاورند.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف افزود: این کتاب، جداکننده حق از باطل است و برای تشخیص حق از باطل باید از این کتاب استفاده کرد. خداوند میفرماید: ای انسانها! از جانب خداوند برای شما نوری آمده است. این کتاب نوری برای قلبها و افکار ماست. روشنایی زندگی انسانها به وسیلهی قرآن است. این کتاب انسان را از فرش به عرش میرساند. قرآن هدایتی برای متقیان است و هدایت افراد هدایت شده را میافزاید.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: دکتر محمد حمیدالله که یک دکتر مسلمان است و در آلمان زندگی میکرد، آیات قرآن را میخواند که یک موسیقیدان گفت: من قرآن شما را قبول ندارم و چرا شما اینقدر اهمیت میدهید؟ دکتر محمد گفت: این کتاب از جانب الله است و کسی نمیتواند مانند آن را بیاورد. دکتر محمد ادامه داد: اگر با هنر موسیقی خود به قرآن نگاه کنی، تو مسلمان میشوی. موسیقی دان شروع به بررسی کرد و دید که ریتم و موسیقی قرآن، تمام آن معجزه است و بعد اسلام آورد.
وی بیان داشت: حضرت مصعب بن عمیر(رض) سفیر پیامبر(ص) قبل از هجرت در مدینه بود. اسید بن حضیر(رض) با شمشیرش نزد مصعب بن عمیر(رض) آمد و مصعب به او گفت: اگر چیزهایی که من میخوانم برخلاف میل تو بود، هرکاری دوست داری بکن. اسید بن حضیر(رض) از کلمات و جملات لذت میبرد و بعد کلمهی شهادت را ادا میکند و مسلمان میشود. بعد سعد بن معاذ(رض) که رئیس قبیله بود با خشم نزد مصعب (رض) میآید و دوباره همان ماجرا تکرار میشود. به محض شنیدن قرآن، قلبهایی که به دنبال هدایت بودند، هدایت میگشتند.
مولوی باخدا ادامه داد: قرآن شفایی برای بدنها، قلبها، افکار و… است. قرآن شفا و رحمت برای همه چیز است. اگر کسی قرآن نمیخواند، فکر میکند فقط کتابی را نخوانده است اما نمیداند که رحمت، شفا، آرامش و… از او گرفته شده است. کسی که از ذکر خداوند غافل میشود، الله زندگی او را سخت و تنگ میکند. چنین شخصی از برکات قرآن دور شده است. قرآن هرجا باشد، برکت هم در آنجا ظاهر میشود. بزرگان ما در زندگی خود دائما مشغول تلاوت قرآن بودند و در آن تفکر و تدبر میکردند.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف خاطر نشان کرد: اگر امروزه بگوییم افرادی بودند که روزی یک ختم میکردند، تعجب میکنند. امام ابوحنیفه(رح) روزی یک ختم انجام میدادند. گذشتگان ما ۲۴ ساعت شبانهروز مشغول قرآن بود. اگر قرآن در زندگی انسان بیاید، زندگی انسان متحول میشود. دکتر اقبال، اندیشمند مسلمان که تحصیلات خود را در غرب سپری میکند، نماز تهجد او ترک نشد و از او سوال میکنند که این ایمان از کجا آمده است؟ گفت: من از کودکی تلاوت قرآن داشتم و تا سه سال پدرم هرروز سوال میکرد که ای محمد اقبال چی میخوانی؟ میگفتم قرآن میخوانم. بعد از سه سال از پدرم پرسیدم ای پدر جان! چرا هرروز سوال میکنید؟ منظور شما چیست؟ پدرم گفت: هرگاه که قرآن میخوانی تصور کن این قرآن همین لحظه بر تو نازل میشود حواست جمع باشد. اقبال همین جمله را سرلوحه زندگی خود میکند.
سخنران نماز جمعه خواف افزود: مسلمانان باید به قرآن برگردند تا دوباره سرنوشت خود را بسازند. گاهی جوانان ما فریب میخورند و به دنبال چیزهایی دیگری میروند اما از قرآن چیزی نمیدانند. حیات مطلق درون همین قرآن است. اقبال لاهوری وقتی به دیدن پادشاه افغانستان میرود، برای او به عنوان هدیه، قرآن عطا میکند و او را تحت تاثیر قرار میدهد.
وی تصریح کرد: وقتی مولانا محمد الحسن دیوبندی، شیخ الهند، از اسارت انگلیس از جزیره مالتا برگشتند، مردم زیادی به استقبال ایشان آمدند، به ایشان گفته شد که برای مردم سخنرانی کنید، شیخ الهند سخنان خود را با حمد و ثنا شروع کردند و بعد فرمودند: در این مدتی که زندان بودم، شبانه روز در فکر این بودم که مسلمانان چرا ضعیف شدند؟ در همان سالها حکومت مسلمان عثمانی سقوط میکند. ایشان گفت: اندیشیدم و به این نتیجه رسیدم که علت تمام این مسائل، دوری از قرآن است. اگر ما از قرآن دور نمیشدیم، امروز به اینجا نمیرسیدیم.
مولوی باخدا ادامه داد: الحمدلله نزدیک به چهل ختم قرآن نماز تراویح در شهر خواف داریم و کلاسهای قرآن زیاد است اما این کافی نیست و قرآن باید در زندگی تک تک ما بیاید و تمام لحظات خود را با قرآن بگذرانیم. این کتاب فقط برای رمضان نیست و برای کل عمر است. همه باید روخوانی قرآن، تجوید، ترجمه، تفسیر و… را یاد بگیریم تا قرآن همیشه در زندگی ما باشد. اگر اینگونه بود، مسلمانان دوباره به اوج اقتدار برمیگردند.
دیدگاهتان را بنویسید