به گزارش پایگاه اطلاعرسانی احناف خواف، مولوی گلمحمد مومن، در مراسم نماز جمعه هشتم اسفندماه ۱۴۰۴ اهلسنت شهر خواف، با تلاوت آیهی «قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» پیرامون صداقت و راستگویی به ایراد سخن پرداخت.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف در ابتدای سخنانش بیان داشت: آیهی ۱۱۹ سوره مائده ، مطلبی بسیار مهم را بیان میفرماید و آن نکته این است که نجات روز قیامت در گرو یک چیز است که باید در دنیا حاصل شده باشد و آن هم صدق و راستی است. خداوند میفرماید: روز قیامت روزی است که فقط صدق و راستیِ راستگویان به آنان فایده میرساند. مال، مقام، شهرت و… همه خاتمه مییابد و تنها صدق است که موجب نجات میشود.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: برای افراد صادق در روز قیامت، از نظر نعمتهای ظاهری، بهشت با تمام نعمتهای بیپایان و جاودان در اختیار آنان است. از همه بالاتر اینکه خداوند از صادقین اعلان رضایت میکند و آنان نیز از خداوند راضی هستند و این، رستگاری بزرگ برای آنان است. انتهای مقصد انبیا، اولیا و انسان عاقل همین موارد است. خداوند راه را معرفی کرده است و رمضان نیز بهترین فرصت است؛ در این ماه باید بیشتر فکر کنیم و تلاش نماییم. از خدا بخواهیم قلب ما را از زنگار پاک کند و مقصد نهایی را برای ما میسر سازد.
ایشان افزود: اگر قرار باشد رمضان ما عادی بگذرد، واقعاً حیف است و باید افسوس خورد. صادقان چنان جایگاهی دارند که خداوند میفرماید: ای اهل ایمان! تقوای الهی را پیشه کنید و همراهی صادقین را در پیش گیرید. صدق به سه دسته تقسیم میشود و کسی صادق است که در هر سه جهت راستگو باشد. اولین مورد صدق، صدق و راستی با الله تعالی است.
مولوی مومن خاطرنشان کرد: گاهی برخی افراد میگویند انسان باید انسانیت داشته باشد و اهل راستی باشد و نماز خواندن مهم نیست. این افراد معنای اصلی صدق را نفهمیدهاند. قدم اصلی صدق، صدق با الله تعالی است. کسی که فرض خدا را رد میکند، بزرگترین دروغ را میگوید. انسانیت زمانی متبلور میشود که صدق را به معنای کامل آن داشته باشد و نخست، صدق با خداوند تحقق یابد. انسان باید بپذیرد که خداوند خالق و معبود است و او مخلوق و مملوک. وقتی انسان چنین چیزی را پذیرفت، لازم میشود دین الله را بپذیرد و هنگامی که دین را پذیرفت، لازم است تمام احکام الهی را تصدیق کند.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف ادامه داد: خداوند نمازهای پنجگانه و جمعه را پس از شهادتین، مهمترین رکن قرار داده است و کسی که میگوید نماز مهم نیست، دیگر انسان صادقی نیست. روزه فرض خداست و اگر کسی بگوید انسان نباید حرام بخورد و اگر روزه نگرفت مهم نیست، سخن درستی نگفته است. حرام نخوردن مهم است، اما الله تعالی روزه را فرض قرار داده است و بدون روزه، انسان از سیطره شیطان خلاص نمیشود. شیطان در انسان تا جایی که خون جاری است نفوذ میکند و روزه راه نفوذ شیطان را میبندد.
سخنران نماز جمعه خواف گفت: خداوند زکات را فرض گردانیده است. شاید کسی در بسیاری از مجالس عیشونوش و دعوتها هزینههای زیادی انجام دهد، اما به زکاتی که از برخی اموال خاص، سالانه دو و نیم درصد تعلق میگیرد، توجهی نداشته باشد و چنین انسانی صادق نیست. سایر احکام شریعت نیز همینگونه است. اگر کسی تا حد توان به این موارد عمل کند و در آنچه کوتاهی کرده است استغفار نماید، یکی از شاخههای صدق را بهدرستی انجام داده است.
ایشان خاطرنشان کرد: از حضرت انس(رضیاللهعنه) روایت است که پیامبر(صلیاللهعلیهوسلم) فرمودند: در آخرالزمان امت من به سه گروه تقسیم میشوند؛ گروهی کسانی هستند که خالصانه خدا را عبادت میکنند، گروه دوم کسانی هستند که از روی ریا و برای نشان دادن به مردم عبادت میکنند و گروه سوم کسانی هستند که به نام دینداری، مال مردم را میخورند. در روز قیامت الله تعالی همه آنان را حاضر میکند. کسی که خود را بنده خدا نشان میداد و عبادتش برای کسب مال بود، حاضر میشود و خداوند او را قسم میدهد که به چه هدفی مرا عبادت میکردی؟ در آنجا جای دروغ نیست و او اعتراف میکند که برای کسب مال عبادت میکرد. الله تعالی میفرماید: آنچه جمع کردی، امروز برایت سودی ندارد که به آن پناه ببری و نجات یابی.
مولوی مومن افزود: سپس گروهی که برای ریا عبادت کردند حاضر میشوند و خداوند آنان را به عزت و جلال خود قسم میدهد که هدف از عبادت شما چه بود؟ آنان اعتراف میکنند که برای خودنمایی عبادت میکردند. خداوند میفرماید: چیزی از این عبادتها به سوی من نرسید؛ پس او را به جهنم ببرید. سپس گروه سوم، کسانی که خالصانه برای رضای الله عبادت کردند، آورده میشوند. الله تعالی آنان را قسم میدهد که چرا مرا عبادت میکردید؟ آنان میگویند: فقط برای طاعت و رضای تو عبادت میکردیم. الله میفرماید: بندهام راست میگوید؛ او را به بهشت ببرید. این مطالب مربوط به صدق با الله تعالی بود.
مدرس حوزه علمیه احناف خواف افزود: قسم دوم صدق، صدق با مردم است؛ یعنی اگر با مردم صادق نباشیم، بخش بزرگی از دین را از دست دادهایم. اخلاقیات بخش عظیمی از دین است و سنگینترین چیزی که در کفهی ترازو قرار میگیرد، اخلاق نیکوست که در رأس آن صدق و راستی قرار دارد. صدق با مردم یعنی در گفتار و رفتار صادق باشیم؛ اگر سخنی میگوییم راست بگوییم، به عهد وفا کنیم و… . اگر انسان با مردم صادق نباشد، شاید مدتی آبرویش حفظ شود، اما اگر توبه نکند، سرانجام رسوا خواهد شد.
سخنران نماز جمعه خواف تصریح کرد: سومین نوع صدق، صدق با نفس خود است. علمای اخلاق میفرمایند تنها راه درمان نفسانیات انسان، صدق با خویشتن است؛ یعنی انسان به خود دروغ نگوید. انسان ادعا میکند خود را دوست دارد، اما اگر به ناموس مردم تعرض کند، آیا راست میگوید؟ انسان ادعا میکند از خود دفاع میکند، اما آلوده به مال حرام است؛ آیا چنین انسانی صادق است؟ نوع دیگر صدق با نفس این است که انسان دو شخصیتی زندگی نکند و همان شخصیتی که در ظاهر نشان میدهد، در باطن نیز همان باشد. گفتهاند علت تمام بدبختیهای فرعون، دوشخصیتی بودن او بود.
ایشان ادامه داد: غرور، فرعون را واداشت که شخصیت واقعی خود را پنهان کند. به مردم میگفت: «برای شما جز خودم خدایی نمیشناسم»، در حالی که خود میدانست خدا نیست. این دروغ با نفس خویش بود و همین دوگانگی او را به ظلم و ستم کشاند. اگر انسان خود را چیزی نشان دهد که نیست، با خود دروغ گفته است. اگر کسی عالم یا طبیب نباشد و خود را چنین معرفی کند، این نیز نوعی کذب با نفس است و ریشه بسیاری از نابسامانیهای اخلاقی در همین امر نهفته است.
مولوی مومن خاطرنشان کرد: صدق معنایی فراگیر دارد و برخی تنها بخشی از آن را میگیرند و دیگران را متهم به بیانسانیتی میکنند. صدق فراگیر یعنی انسان هم با خدا راست باشد و شریعت الهی را بپذیرد و هم با مردم و با نفس خود صادق باشد. بنابراین، اگر کسی در عقیدهاش اختلال داشته باشد، ادعای انسانیت او صادقانه نیست. صدق با مردم و با نفس نیز یعنی انسان به خاطر پست و مقام، هزاران نفر را گرفتار نکند و خود را جهنمی نسازد.
مولوی مومن در پایان خاطرنشان کرد: ماه رمضان، ماه اصلاح و تزکیه است و موعظه و ارشاد تأثیر بسیار زیادی دارد. موعظهی یک انسان روزهدار با سخن کسی که با شکم سیر صحبت میکند و به فکر وعدهی بعدی غذاست، بسیار متفاوت است. رمضان فضایل فراوانی دارد؛ از این فرصت استفاده کنیم و از تعلیم بیشتر بهره ببریم. اجازه حضور زنان در مسجد برای فراگیری مسائل شرعی است و باید مساجد جنبه جذب داشته باشند و با اندک سر و صدای کودکان، آنان را از مسجد طرد نکنیم. برخی افراد تنها در رمضان به مسجد میآیند؛ با آنان برخوردی متفاوت و سرد نداشته باشیم و بر نمازها پایبند باشیم.
دیدگاهتان را بنویسید