Main menu

نوروز از دیدگاه اهل سنت مطلب ویژه

نوروز از دیدگاه اهل سنت نوروز از دیدگاه اهل سنت

الحمد لله منزل الكتاب، ومجري السحاب، وهازم الأحزاب، والصلاة والسلام على الرسول المبعوث من رب الأرباب ومسبب الأسباب، منقذ البشرية بإذن الواحد الوهاب، أمّا بعد فأعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم {وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ} [الأنعام ـ 68].
دين اسلام ديني است كامل و بدون هيچ كم و كاستي، هیچ مسأله دینی و دنیایی نیست مگر اینکه اسلام عزیز برای آن برنامه دارد، ربّ ذو الجلال می‌فرماید:
{الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي} [المائدة: 3]
امروز من برای شما دین را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم.
بنابراین برای جشن و شادی و عید داشتن مسلمانان نیز برنامه دارد، بنابراین دو عید فطر و قربان را قرار داده و کسی دیگر نمی تواند عید و یا جشن دیگری را از طرف خود، و یا از دیگر مذاهب به اسلام اضافه کند.
رب این اساس تمامی علمای مسلمان بر عید نبودن و مناسبت نداشتن نوروز متفق هستند.
در این مقاله ما دلایلي كه بر حرمت تعظیم نوروز دلالت دارند، و همچنین شبهاتی که بعضی افراد مطرح میکنند را بیان، و تجزیه و تحلیل می‌کنیم.
دلایلي كه علما بر تحريم تعظیم نوروز به آن استدلال می‌کنند به دو بخش تقسیم می‌شود:
دلایلی که بر تحریم تعظیم نوروز به طور خصوصی دلالت دارد.
دلایلی که بر نهی از انجام اعیاد غیر اسلامی در اسلام و تشبه مسلمانان به غير مسلمانان دلالت دارد.
در مورد نوع اول دلایل، محکم‌ترین و مستندترین و مشهورترین دلیل، روایت امام ابو داود در سنن خود باب «صلاة العيدين» است که با سند صحيح علي شرط مسلم از حضرت انس روايت كرده كه ايشان مي‌فرمايند:
قدم رسول الله المدينة، ولهم يومان يلعبون فيها، فقال: ما هذان اليومان؟ قالوا: كنا نلعب فيهما في الجاهلية. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (إن الله أبدلكم خيرًا منهما يوم الأضحى ويوم الفطر).
زمانی که رسول خدا به مدینه تشریف آوردند، مردم مدینه دو روز را جشن می‌گرفتند، رسول خدا فرمودند: این دو روز چیست؟ آنها جواب دادند: ما در زمان جاهلیت این دو روز را جشن می‌گرفتیم. رسول خدا فرمودند: خداوند این دو روز را به دو روز بهتر برای شما بدل کرده است، روز عید قربان، و روز عید فطر.
به اتفاق تمامي شارحين حديث دو روزي كه مردم انصار در آن عيد داشتند روز نوروز و روز مهرگان بوده است، علّامه عظيم آبادي در كتاب عون المعبود شرح سنن ابي داود بعد از نقل اين روايت مي‌نويسد
(ولهم يومان) وهما يوم النيروز ويوم المهرجان، كذا قاله الشراح.
دو روزی که انصار جشن می‌گرفتند روز نوروز و روز مهرگان بوده است، شارحین حدیث اینگونه گفته‌اند.
البته جمهور به اين حديث طور ديگري هم استناد مي‌كنند و آن اينكه رسول خدا آن دو روزي كه انصار جشن داشتند را با دو عيد اسلامي جايگزين كردند، و اين خود دليلي است بر اينكه جشن‌هاي جاهلي اعتباري ندارد، چون اگر اعتباري مي‌داشت رسول خدا آنها را از آن دو روز منع نمي‌فرمودند بلكه دو عيد ديگر را به آنها اضافه مي‌كردند.
حافظ ابن حجر در (فتح الباري 2/442) بعد از نقل حديث عيدين مي‌فرمايد:
{وَ اسْتُنْبِطَ مِنْهُ كَرَاهَةُ الْفَرَحِ فِي أَعْيَادِ الْمُشْرِكِينَ وَالتَّشَبُّهِ بِهِمْ}.
از این حدیث مکروه بودن شادی در اعیاد مشرکین، و تشبه به آنها استنباط می شود.
حافظ ابن تيميّه در «اقتضاء الصراط المستقيم لمخالفة أصحاب الجحيم 1/486» مي‌نويسد:
رسول خدا فرموده‌اند که خداوند این دو روز با دو روز دیگر برای شما بدل کرده است، و عوض کردن تقاضا می‌کند که کار اول به طور کلی ترک شود، چون بین دو کاری که با هم عوض شده‌اند جمع نمی‌شود.
شبهه‌ای که در استدلال به این روایت وارد می‌کنند این است که در حدیث ذکر نشده که منظور از روایت نوروز است!!!، می‌گوییم به اتفاق تمامي شارحين حديث آن دو روز، روز نوروز و روز مهرگان بوده است، و قول بزرگان دين و شارحين حديث براي استدلال کافی است، و اگر باز هم قبول ندارند بين اين افراد تا قيام قيامت فرصت كه براي ما مشخص كنند آن دو روز چه روزهایی بوده است.
و روایت ابن وضّاح در کتاب (البدع 43) از حضرت انس كه راوی حدیث مورد استدلال است، خود دلیل دیگری بر حرمت تعظیم نوروز است، روایت می‌کند:
«عَنْ أَبَانَ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ قَالَ: لَقِيتُ طَلْحَةَ بْنَ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ كَرِيزٍ الْخُزَاعِيَّ، فَقُلْتُ لَهُ: قَوْمٌ مِنْ إِخْوَانِكَ مِنْ أَهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ، لَا يَطْعَنُونَ عَلَى أَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، يَجْتَمِعُونَ فِي بَيْتِ هَذَا يَوْمًا، وَفِي بَيْتِ هَذَا يَوْمًا، وَيَجْتَمِعُونَ يَوْمَ النَّيْرُوزِ وَالْمَهْرَجَانِ وَيَصُومُونَهُمَا، فَقَالَ طَلْحَةُ: «بِدْعَةٌ مِنْ أَشَدِّ الْبِدَعِ، وَاللَّهِ لَهُمْ أَشَدُّ تَعْظِيمًا لِلنَّيْرُوزِ وَالْمَهْرَجَانِ مِنْ غَيْرِهِمْ، ثُمَّ اسْتَيْقَظَ أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ فَوَثَبْتُ إِلَيْهِ فَسَأَلْتُهُ كَمَا سَأَلْتُ طَلْحَةَ، فَرَدَّ عَلَيَّ مِثْلَ قَوْلِ طَلْحَةَ كَأَنَّمَا كَانُوا عَلَى مِيعَادٍ»
ابان ابی عیاش می گوید که من طلحه بن عبید الله را دیدم و به او گفتم که افرادی از برادران تو از اهل سنت و جماعت، روزی در خانه شخصی جمع می شوند و روزی دیگر در خانه دیگری، و در روز نوروز و مهرگان جمع شده و آن دو روز را روزه می گیرند.
طلحه گفت: این از شدیدترین بدعت ها است، به خدا قسم آنها نوروز و مهرگان را از دیگران بیشتر احترام می گذارند. سپس انس بن مالک نیز از خواب بیدار شد و من به نزد او رفتم و از او نیز همان سوالی را که از طلحه پرسیده بودم سوال کردم، مثل جواب طلح به من داد، گویا که آنها از قبل با هم هماهنگ کرده بودند.
این خود می‌تواند تفسیری برای روایت حضرت انس باشد، و جالب گفته اند که (صاحب البيت أدری بما فيه)، این دیگر شرح شارحین نیست تا پذیرفته نشود.
از طرف دیگر حتی اگر از استدلال اول به روایت را نادیده بگیریم، باز هم استدلال دوم به روایت پا برجا است، که جشن‌هاي جاهلي اعتباري ندارند و باید در اسلام ترک شوند.
بهانه دیگری که شخصی برای دور زدن فرموده رسول خدا به کار گرفته بود این است که لفظ «خير» یعنی برتر و بهتر در حدیث به کار رفته است، پس نوروز خوب است و عید قربان و عید فطر از نوروز بهتر هستند، در جواب این شبهه سستتر از خانه عنکبوت باید گفت که لفظ «خير» همانطور که برای برتری یک چیز بر چیز دیگری به کار میرود برای مطلق برتری و شر بودن دیگری نیز به کار میرود، رب ذو الجلال میفرماید:
{وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ} [آل عمران: 110]
اگر اهل كتاب ايمان بياورند برایشان بهتر است.
این بدان معنا نیست که اگر ایمان نیاورند هم برای آنها خوب است، بلکه بهتری در اینجا مطلق است که در مقابل آن شر وجود دارد.
همچنین میفرماید:
{وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ} [النساء: 171]
(اي مسیحیان) از اینکه بگویید سه خدا وجود دارد، باز ایستید که برای شما بهتر است.
در اینجا هم منظور این نیست که سه خدا گفتن خوب است ولی باز ایستادن بهتر است بلکه سه خدا گفتن شرک است که هیچ خیری در آن نیست.
همچنین میفرماید:
{يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ} [يوسف: 39].
و می فرماید:
{فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ} [محمد: 21]
در این دو آیه نیز خیر به معنای مطلق است که در مقابل آن شر است، و هیچ وقت چند رب برگزیدن و یا دروغ گفتن به خداوند خوب نیست.
با این توضیح باید گفت که معنای خیر باید در جمله مشخص شود، و بدون سیاق و سباق نباید معنایی را برگزید، که مثال شخصی میشود که به او گفته شد نماز بخوان، گفت: من نماز نمیخوانم چون خداوند فرموده است به نماز نزدیک نشوید ({لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ} [النساء: 43]) و ادامه آیه که خداوند می فرماید در حالیکه مست هستید ({وَأَنْتُمْ سُكَارَى} [النساء: 43]) را نمیدید.
و با توجه به اینکه در این حدیث در ابتدا رسول خدافرموده اند که خداوند این دو روز را برای شما بدل کرده است، یعنی آن دو روز را به طور کامل رها کنید (با توجه به توضیحی که قبلا گذشت) پس خیر در این روایت به معنای مطلق است که در مقابل آن شر وجود دارد
بنابراین فریب این شبهه را جز شخص نا آگاه به قرآن و سنت و لغت عربی نمی‌خورد.
همچنین امام بيهقي در «السنن الكبرى» بابي را قائم كرده‌اند به نام «بابُ كَرَاهِيَةِ الدُّخُولِ عَلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ فِى كَنَائِسِهِمْ وَالتَّشَبُّهِ بِهِمْ يَوْمَ نَيْرُوزِهِمْ وَمِهْرَجَانِهِمْ» و در آن از حضرت عبد الله بن عمرو بن عاص روايت كرده‌اند كه ايشان مي‌فرمايند:
مَنْ بَنَى بِبِلاَدِ الأَعَاجِمِ وَصَنَعَ نَيْرُوزَهُمْ وَمِهْرَجَانَهُمْ وَتَشَبَّهَ بِهِمْ حَتَّى يَمُوتَ وَهُوَ كَذَلِكَ حُشِرَ مَعَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
کسی که در سرزمین های اعاجم است و نوروز و مهرگان را گرامی بدارد و به خود را شبیه آنها بکند و این کار را تا موقع مرگ انجام دهد (یعنی بدون توبه بمیرد) با آنها (اعاجم) روز قیامت حشر می شود.
از محمّد بن سيرين روايت كرده كه ايشان مي‌فرمايند:
أُتِىَ عَلِىٌّ رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ بِهَدِيَّةِ النَّيْرُوزِ فَقَالَ : مَا هَذِهِ؟ قَالُوا : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا يَوْمُ النَّيْرَوزِ. قَالَ : فَاصْنَعُوا كُلَّ يَوْمٍ فَيْرُوزَ.
برای علی هدیه نوروز آورده شد، ایشان سوال کردند: این چیست؟ گفتند: ای امیر المومنین امروز نوروز است. فرمود: هر روز را فیروز بکنید.
بعد از آن به نقل از يكي از راويان مي‌نويسد:
قَالَ أَبُو أُسَامَةَ كَرِهَ أَنْ يَقُولَ نَيْرُوزَ. قَالَ الشَّيْخُ وَفِى هَذَا كَالْكَرَاهَةِ لِتَخْصِيصِ يَوْمٍ بِذَلِكَ لَمْ يَجْعَلْهُ الشَّرْعُ مَخْصُوصًا بِهِ.
ابواسامه می گوید: علی بد دانست که نیروز بگوید. شیخ می گوید: گویا علی بد دانسته که روزی را که شرع خاص قرار نداده است شخصی آن را خاص قرار دهد.
حكيم ترمذي در «نوادر الأصول فى أحاديث الرسول» بعد از نقل اين روايت مي آورد «كأنه أراد ان لا يعبأ به».
گویا منظور علی این بوده که نوروز اعتباری ندارد.
امام بخاری در (التاريخ الكبير 1/223) روایت می‌کند: «أيوب بن دينار عن أبيه أن علياً كان لا يقبل هدية النيروز».
ایوب بن دینار از پدرش روایت کرده علی مرتضی هدیه نوروز را قبول نمی کردند.
صاحب (حلية الأولياء وطبقات الأصفياء 3/ 435) روایت می‌کند: «عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ، قَالَ: إِنِّي لَأَكْرَهُ الْخُرُوجَ يَوْمَ النَّيْرُوزِ، إِنِّي لَأَرَاهَا شُعْبَةً مِنَ الْمَجُوسِيَّةِ».
طلحه بن مصرف میگوید که من خارج شدن در روز عید را بد می دانم چون آن را شبه ای از مجوسیت می دانم.
صاحب (شعب الإيمان 2/437) روایت می‌کند: «كَانَ زُبَيْدٌ الْيَامِيُّ وَمَعَهُ جَمَاعَةً إِذَا كَانَ يَوْمُ النَّيْرُوزِ، وَيَوْمُ الْمِهْرَجَانِ اعْتَكَفُوا فِي مَسَاجِدِهِمْ، ثُمَّ قَالُوا: إِنَّ هَؤُلَاءِ قَدِ اعْتَكَفُوا عَلَى كُفْرِهِمْ، وَاعْتَكَفْنَا عَلَى إِيمَانِنَا فَاغْفِرْ لَنَا».
زبید الیمی و عده ای دیگر نیز همراه او هنگامی که نوروز و هرگان بود در مساجد اعتکاف می کردند و می گفتند: آنها به خاطر کفر خود اعتکاف می کنند و ما بر ایمان خود اعتکاف می کنیم پس خدایا ما را بیامرز.
شجری در (ترتيب الأمالي الخميسية 2/148) روایت می‌کند: «... سَمِعْتُ سُفْيَانَ الثَّوْرِيَّ، يَقُولُ: وَسُئِلَ عَنْ شُهُورِ الْعَجَمِ، وَنَيْرُوزِهِمْ، وَحِسَابِهِمْ، فَقَالَ: لَيْسَ هَذَا مِمَّا هَاجَرَ عَلَيْهِ الْمُسْلِمُونَ، فَانْظُرْ مَا هَاجَرُوا عَلَيْهِ، فَالْزَمْهُ، وَدَعْ مَا سِوَى ذَلِكَ، ثُمّ قَالَ سُفْيَانُ: أَوْحَشْتَ، وَاسْتَوْحَشْتَ لَا أَرَاهَا تَزْدَادُ إِلَّا وَحْشَةً، فَإِيَّاكُمْ، وَهَذِهِ الْأَهْوَاءُ، اجْتَنِبُوا صَغِيرَهَا، وَكَبِيرَهَا، وَعَلَيْكُمْ بِمَا أُمِرْتُمْ، وَخُلِقْتُمْ لَهُ، فَكَانَ الْأَمْرُ قَدْ نَزَلَ».
از سفیان ثوری شنیدم که از ماه های عجمی ها و نوروز و حساب آنها سوال شد، او جواب داد: مسلمانان به خاطر این کارها هجرت نکرده اند، نگاه کنید که مسلمانان به خاطر چه کارهایی هجرت کرده اند، آن را لازم بگیرید و غیر آنها را رها کنید.
من می ترسم و شما را نیز می ترسانم و گمان کنیم که جز بر وحشت شما هم نمی افزاید ، پس از این هوی و هوس ها کوچک و بزرگ آنها دوری کنید و آنچه که به آن دستور داده شده اید و برای آن خلق شده اید را لازم بگیرید که اوامر الهی نازل شده است.
إبن أبی شیبه در (مصنف 3/100) روایت می‌کند: «عَنِ الْحَسَنِ؛ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ صَوْمِ النَّيْرُوزِ؟ فَكَرِهَهُ، وَقَالَ: تُعَظِّمُونَهُ»
از حسن بصری در مورد روزه نوروز سوال شد آن را بد دانست و گفت آیا مردم آن را گرامی می دارند.
و همچنین روایت می‌کند: «سُئِلَ الْحَسَنُ عَنْ صَوْمِ يَوْمِ النَّيْرُوزِ؟ فَقَالَ: مَا لَكُمْ وَلِلنَّيْرُوزُ؟ لاَ تَلْتَفِتُوا إلَيْهِ، فَإِنَّمَا هُوَ لِلْعَجَمِ».
و از حسن بصری در مورد روز نوروز سوال شد ایشان فرمودند: شما به نوروز چه کار دارید؟ به آن توجه نکنید آن جشن عجمی ها بوده است.
در كتاب «الأموال» از ابن زنجويه در این كتاب نامه عمر فاروق رضي الله عنه براي عبد الحميد بن عبد الرحمن والي كوفه آمده و او را از گرفتن هداياي نوروز منع كرده است «وَلَا هَدِيَّةَ النَّيْرُوزِ وَالْمِهْرَجَانِ».
این روایات به طور صریح از تعظیم نوروز نهی می‌کنند.
اما دلایلی که بر نهی از انجام اعیاد غیر اسلامی در اسلام دلالت دارد.
از جمله مهم ترین دلایل در این زمینه، آیات و احادیث بسیار زیادی است که از به دوستی گرفتن و تشبه به اعمال غیر مسلمین در آنها نهی صورت گرفته است، و بي شك همانندي با كفار از بارزترين دلايل مودت و محبت آنها است، محبت و مودتي كه خداوند مؤمنين را از آن برحذر داشته و ابراز آن را سبب خروج از دايره اسلام معرفي نموده است؛ آنجا كه مي فرمايد:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ} [المائدة: 51]
اي كساني كه ايمان آورده ايد يهود و نصاري را دوستان خود مگيريد كه بعضي از آنان دوستان بعضي ديگرند. و هركس از شما آنان را به دوستي گيرد، از آنان خواهد بود.
و مي فرمايد:
{لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ} [المجادلة: 22]
مردماني را نخواهي يافت كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند و در همان حال كساني را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند، به دوستي برگزينند، هرچند كه آنان پدران، پسران، يا برادران و يا اقوام و قبيلة ايشان باشند.
قسمت دیگری از دلایل نیز در این مورد به شرح ذیل است:
رب ذو الجلال می‌فرماید:
{وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ} [الفرقان:72]
و کسانی که بر زور شاهد نیستند.
حافظ ابن كثير در تفسير مشهور خود (تفسير إبن كثير 3/130) از ابو العاليه، و طاوس، و محمد بن سيرين، و ضحاك، و ربيع بن انس، و ديگران روايت كرده كه آنها كلمه (زُور) را به اعياد مشركين تفسير كرده‌اند.
بايد دانست که تعظيم نماد مذهبی غیر مذهب اسلام عزیز به هيچ وجه جايز نيست، به همين دليل است كه عمر فاروق از جمله شروطي كه براي أهل ذمّه مشخص كرده بودند اين بود كه آنها حق ندارند در كشور اسلامي اعياد خود كه از نمادهاي ديني آنها است را ظاهر كنند، امام ذهبي مي‌نويسد:
«ومن المعلوم أن في شروط عمر، أن أهل الذمة لا يظهرون أعيادهم». (تشبيه الخسيس بأهل الخميس 6)
واضح است که از جمه شروط عمر بر اهل ذمه این بود که آنها اعیاد خود را ظاهر نکنند.
و در روايتي كه امام ابو داود از حضرت ثابت بن الضحاك نقل كرده كه ايشان مي‌فرمايند:
«نَذَرَ رَجُلٌ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ أَنْ يَنْحَرَ إِبِلاً بِبُوَانَةَ، فَأَتَى النَّبِيَّ فَقَالَ: إِنِّي نَذَرْتُ أَنْ أَنْحَرَ إِبِلاً بِبُوَانَةَ، فَقَالَ النَّبِيُّ: هَلْ كَانَ فِيهَا وَثَنٌ مِنْ أَوْثَانِ الْجَاهِلِيَّةِ يُعْبَدُ؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ: هَلْ كَانَ فِيهَا عِيدٌ مِنْ أَعْيَادِهِمْ؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ رَسُولُ الله: أَوْفِ بِنَذْرِكَ، فَإِنَّهُ لاَ وَفَاءَ لِنَذْرٍ فِي مَعْصِيَةِ اللهِ، وَلاَ فِيمَا لاَ يَمْلِكُ ابْنُ آدَمَ».
شخصی در زمان رسول خدا نذر کرد که شتری را در محله بوانه ذبح کند، به نزد رسول خدا آمد و گفت من نذر کرده ام که شتری را در منطقه بوانه ذبح کنم، رسول خدا فرمودند: آیا در آنجا بتی از بتهای جاهلی که عبادت می شده وجود دارد؟ گفتند: نه. فرمودند: آیا مشرکین در آنجا عیدی از اعیاد داشته اند؟ گفتند: نه، رسول خدا فرمودند: به نذر خود وفا کن، چون نذری در نافرمانی خداوند، و در آنچه انسان مالک آن نیست وجود ندارد.
اگر در اين حديث دقت شود مي‌بينيد كه پيامبر خدا راضي نيستند كه در محلي كه اعياد مشركين در آن انجام مي‌گرفته، شخصي مسلمان شتري را نحر كند و جمله ايشان كه «إِنَّهُ لاَ وَفَاءَ لِنَذْرٍ فِي مَعْصِيَةِ اللهِ» معلوم مي‌شود كه حتّي اين عمل معصيت الهي است.
يا در روايتي ديگر كه امام بخاري روايت كرده كه حضرت ابوبكرصديق به خانه حضرت عائشه تشريف بردند كه چند دختر كوچك در آنجا مشغول شعرخواني بودند كه حضرت ابوبكر فرمودند: آيا در خانه پيامبر آواي شيطان وجود دارد؟ رسول الله فرمودند:
«يَا أَبَا بَكْرٍ إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِيدًا وَهَذَا عِيدُنَا».
ای ابوبکر، هر قومی عیدی دارند و این نیز عید ما است.
حافظ الدنيا امام ذهبي در كتاب (تشبيه الخسيس بأهل الخميس 6) در مورد اين حديث مي‌نويسد:
«فهذا القول منه عليه الصلاة والسلام يوجب اختصاص كل قوم بعيدهم، كما قال تعالى (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً) فإذا كان للنصارى عيدٌ، ولليهود عيد، كانوا مختصين به فلا يشركهم فيه مسلم، كما لا يُشاركهم في شرعتهم ولا في قبلتهم».
این فرموده رسول خدا خاص کردن هر قوم به عیدی است، همانطور که خداوند می فرماید: (برای هر یک از ادیان شریعت و منهجی قرار دادیم) پس هنگامی که مسیحیان عید دارند، و یهودیان نیز عید دارند، که مخصوص آنها است و مسلمانی در آنها شرکت نمی کند و آنها نیز در شریعت و قبله مسلمانان شرکت نمی کنند.
امام نسائي از كريب مولي ابن عباس روايت كرده كه ايشان مي‌گويد:
«أَرْسَلَنِي ابْنُ عَبَّاسٍ، وَنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ: أَيُّ الْأَيَّامِ كَانَ النَّبِيُّ أَكْثَرَهَا صِيَامًا؟ قَالَتْ: يَوْمُ السَّبْتِ وَالْأَحَدِ، فَأَنْكَرُوا عَلَيَّ وَظَنُّوا أَنِّي لَمْ أَحْفَظْ، فَرَدُّونِي، فَقَالَتْ: مِثْلَ ذَلِكَ فَأَخْبَرْتُهُمْ، فَقَامُوا بِأَجْمَعِهِمْ، فَقَالُوا: إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكِ فِي كَذَا وَكَذَا فَزَعَمَ هَذَا أَنَّكِ قُلْتِ كَذَا وَكَذَا، قَالَتْ: صَدَقَ، كَانَ رَسُولُ اللهِ يَصُومُ يَوْمَ السَّبْتِ وَالْأَحَدِ أَكْثَرَ مَا يَصُومُ مِنَ الْأَيَّامِ، وَيَقُولُ: إِنَّهُمَا يَوْمَا عِيدٍ لِلْمُشْرِكِينَ فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أُخَالِفَهُمْ».
ابن عباس و گروهی از صحابه مرا به نزد ام سلمه فرستادند که کدام روزها را رسول خدا بیشتر روزه می گرفتند؟ ام سلمه گفت: روز شنبه و یک شنبه، ابن عباس و دیگران گمان کردند که من مساله را نفهمیده و حفظ نکرده ام، پس دوباره مرا فرستادند، پس دوباره ام سلمه آن را تکرار کرد، من نیز به آنها خبر دادم که همه بلند شده و به نزد ام سلمه رفتند و به او گفتند که ما فلانی را به نزد شما فرستادیم و او گمان می کند که شما فلان و فلان گفته اید، ام سلمه گفت: راست می گوید، رسول خدا روزهای شنبه و یک شنبه از همه روزها بیشتر روزه میگرفتند و می فرمودند: این دو روز عید مشرکین است و من می خواهم که با آنها مخالفت بکنم.
امام بيهقي در السنن الكبرى باب (كَرَاهِيَةِ الدُّخُولِ عَلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ فِى كَنَائِسِهِمْ وَالتَّشَبُّهِ بِهِمْ يَوْمَ نَيْرُوزِهِمْ وَمِهْرَجَانِهِمْ) از حضرت عمر روايت كرده كه ايشان مي‌فرمايند:
«لاَ تَعَلَّمُوا رَطَانَةَ الأَعَاجِمِ وَلاَ تَدْخُلُوا عَلَى الْمُشْرِكِينَ فِى كَنَائِسِهِمْ يَوْمَ عِيدِهِمْ فَإِنَّ السُّخْطَةَ تَنْزِلُ عَلَيْهِمْ».
شما کراهیا عجمی ها را یاد نگیرید، و بر مشرکین در کنیسه های آنها در روزهای عید داخل نشوید که عذاب بر آنها نازل می شود.
همچنين از ايشان روايت كرده كه فرمودند
«اجْتَنِبُوا أَعْدَاءَ اللَّهِ فِى عِيدِهِمْ».
از دشمنان خدا در روز عید آنها دوری کنید.
و دلیل بسیار مهم و قاطع در این مورد فرموده رسول خدا است که فرمودند:
«مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ». (سنن أبي داود 4/44)
کسی که خود را شبیه قومی بکند از آنها است.
حافظ ابن تيميه در مورد اين حديث مي‌نويسد:
تشبه نهي شده در اين حديث هم شامل آن شخصي مي شود كه عمل كفار را بدان علت كه آنها انجامش مي دهند، انجام دهد؛ كه اين حالت بسيار نادر است، و هم آن كساني را در بر مي گيرد كه عملي را انجام مي دهد و سپس معلوم مي شود كه كفار هم همانند آن را انجام مي دهند، بدون آنكه هيچكدام به تقليد از ديگري پرداخته باشند) (اقتضاء الصراط المستقيم 1/237)
شبهات و نقد آنها:
شخصی برای اثبات نوروز به آیه 59 سوره طه که حضرت موسی به فرعون می‌فرمایند:
«قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى»
قرار ما و شما روز عید که مردم همه جمع می شوند.
استدلال کرده و بعد از تفسیر قرطبی حواله داده است:
«واختلف في يوم الزينة، فقيل هو يوم عيد كان لهم يتزينون ويجتمعون فيه؛ قاله قتادة والسدي وغيرهما‏‏ وقال ابن عباس وسعيد بن جبير‏:‏ كان يوم عاشوراء‏ وقال سعيد بن المسيب‏:‏ يوم سوق كان لهم يتزينون فيها؛ وقاله قتادة أيضا‏.‏ وقال الضحاك‏:‏ يوم السبت‏.‏ وقيل‏:‏ يوم النيروز».
در مورد اینکه «روز عید» چه روزی بوده است اختلاف وجود دارد، گفته شده که روز جشن آنها بوده که آن را گرامی داشته و در آن روز همه جمع می شده اند، قتاده و سدی و دیگران اینگونه گفته اند، و ابن عباس و سعید بن جبیر گفته اند که روز عاشورا بوده است، سعید بن مسیب می گوید که روز سوق بوده که در آن روز خود را آرایش می کردند، و قتاده از او مثل این قول نیز نقل شده است، و ضحاک گفته که روز شنبه بوده است، و گفته شده که روز نوروز بوده است.
در جواب این شبهه باید گفت:
اولا تفسیر (يَوْمُ الزِّينَةِ) را امام قرطبی از ثعلبی نقل کرده، که البته خود ثعلبی در تفسیر خود از مقاتل آن را نقل کرده است، و باید گفت که مقاتل در نزد اهل سنت شخص معتبری نیست، و وقتی روایت حضرت عبد الله بن عبّاس پسر عموی رسول خدا و حبر الامه در این زمینه است، تفسیر مقاتل و یا ثعلبی دردی را دوا نمی‌کند، چون سعید بن منصور و عبد بن حمید و إبن منذر از ابن عبّاس روایت کرده‌اند:
«من صام يوم الزينة أدرك ما فاته من صيام تلك السنة ومن تصدق يومئذٍ بصدقة أدرك ما فاته من صدقة تلك السنة»
کسی که (یوم الزینه) را روزه بگیرد روزه آنچه که در آن سال از او فوت شده را دریافته، و کسی در آن روز صدقه بدهد آنچه که در آن روز از صدقه دادن از او فوت شده را دریافته است.
که طبق این حدیث معلوم می‌شود که نظر ایشان این است که (يَوْمُ الزِّينَةِ) روز عاشوراء است، به همین دلیل امام قرطبی قول نوروز را با لفظ (قيل) آورده است که نشانه ضعف و سستی آن قول است.
دوما بالفرض که نوروز باشد، چه چیز ثابت می‌شود؟ چیزی که ثابت می‌شود این است که نوروز را فرعون و فرعونیان هم جشن داشته‌اند، و حضرت موسی چون در این روز همه کفّار جمع می‌شده‌اند فرصت را غنیمت دانسته است تا حق و حقیقت و معجزه الهی را به آنها نشان دهد نه اینکه حضرت موسی رفته و در جشن آنها شرکت کرده و معاذ الله به رقص و پایکوبی پرداخته است و البته اینکه حضرت موسی (عليه السلام) آن روز را (يَوْمُ الزِّينَةِ) دانسته است بر اساس عقیده فرعون و فرعونیان بوده است.
عده‌ای از مردم می‌گویند ما به نیت تشبيه و ادامه عمل زرتشتیان این کار را انجام نمی‌دهیم، جواب این ادعا در توضیح حدیث تشبه توسط ابن تیمیه گذشت، و دوباره نیز تکرار می‌کنیم که چه باور شرعي غلط پشت سر نوروز باشد و چه نباشد (البته در صورت بودن پشتوانه شرعي بسيار خطرناكتر است) اين بدعت است و در شريعت جايي ندارد.
و وقتی در حدیث رسول خدا از آن نهی به عمل آمده است، انجام دادن حتی بدون نیت نیز مورد نکوهش است و نافرمانی رسول خدا است.
و از طرف دیگر، بزرگداشت و يا مناسبت تكراري در هر سال، ماه و يا غيره، همان معناي عيد است، پس آنچه شما انجام مي دهيد عيد است، چه آن را عيد بناميد و چه اسم ديگري برآن بنهيد، چرا كه حقيقت امر معتبر است نه اسامي.
در روایتی رسول خدا میفرمایند:
إِنَّ أُنَاسًا مِنْ أُمَّتِي يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ، يُسَمُّونَهَا بِغَيْرِ اسْمِهَا. (مسند أحمد 29/615)
مردماني از امت من شراب خواهند نوشيد ولي با اسم ديگري از آن نام خواهند برد.
و البته تمام این بحث ها فقط مربوط به نوروز نیست، بلکه بدعتهای زشتی چون چهارشنبه سوری و سیزده بدر هم که از جوانب نوروز است را نیز در برمیگیرد.
در نهایت باید گفت که بد ترین شخص کسی است که برای رضایت مردم دست به تحریف آیات و احادیث و بیان کردن اقوال شاذ و خلاف جمهور امت بزند.
دانشگاه بزرگ اهل سنّت ايران دار العلوم مكي زاهدان نیز در كتاب (محمود الفتاوي 3/307) انجام اعمال نوروز و سیزده به در و چهارشنبه سوری را بدعت دانسته است.
نكته: تمام مطالب ذكر شده فوق بر اساس مذهب أهل سنّت و جماعت مي‌باشد و به بقيه مذاهب ما كاري نداريم.

و السلام عليكم
حسين ساعي
دار التحقیق حوزه علمیه احناف خواف

جهت دریافت فایل متن کامل مقاله به پیوست همین مقاله مراجعه شود.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در 02 فروردين 1397

نظر خود را با ما در میان بگذارید

پر کردن موارد ستاره‌دار، الزامی است.

كليه حقوق براي پايگاه اطلاع‌رساني حوزه علميه احناف خواف محفوظ است © 2017 میلادي - 1396 هجری شمسی